close, intimate
close
intimate
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
امین دوست نزدیک من است.
Amin is my intimate friend.
دوستی نزدیکی بین آنها شکل گرفت.
An intimate friendship grew up between them.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «نزدیک» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/نزدیک