آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: شنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۴

      کم به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      صفت قید
      فونتیک فارسی / kam /

      few, little, slight, short, small, deficient, low, nominal, scanty, wispy, scant, meager, slim, barely, inadequate, seldom, sparing, sprinkling, piddling, measly, spare, insufficient, dim, faint, frugal, infrequent, insubstantial, meagre, minutely, modest, modicum, restricted, niggardly, paltry, shoestring, sparing, insufficiently, inadequately, sparingly, frugally

      few

      little

      slight

      short

      small

      deficient

      low

      nominal

      scanty

      wispy

      scant

      meager

      slim

      barely

      inadequate

      seldom

      sparing

      sprinkling

      piddling

      measly

      spare

      insufficient

      dim

      faint

      frugal

      infrequent

      insubstantial

      meagre

      minutely

      modest

      modicum

      restricted

      niggardly

      paltry

      shoestring

      sparing

      insufficiently

      inadequately

      sparingly

      frugally

      معدود

      شمار دکترها کم بود و فقط به بیماران روبه‌مرگ رسیدگی می‌کردند.

      Doctors were few and only attended very sick patients.

      احتمال باران کم است.

      There is little likelihood of rain.

      سازه‌ی پیوندی
      فونتیک فارسی / kam- /

      a combining form (meaning: small, little, insufficient, oligo, -less, im-, in-)

      a combining form

      مقدار کم

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      کم‌حرف

      inward

      کم‌خواب

      sleepless

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد کم

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      اقل اندک اندک اندک انگشت‌شمار خفیف شمه قلت قلیل مزجات معدود ناچیز ناقص
      متضاد:
      زیاد قلیل کثیر
      مترادف:
      چندی مقدار
      متضاد:
      کیف

      سوال‌های رایج کم

      کم به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «کم» در زبان انگلیسی به Little یا Few ترجمه می‌شود، که بسته به نوع اسم همراه آن تفاوت دارد؛ برای اسم‌های غیرقابل شمارش «little» و برای اسم‌های قابل شمارش «few» به کار می‌رود.

      واژه‌ی «کم» در زبان فارسی به معنای مقدار یا تعداد اندک است و نشان‌دهنده مقدار پایین یا کمبود چیزی می‌باشد. این کلمه کاربرد گسترده‌ای در زبان دارد و می‌تواند در زمینه‌های مختلفی مانند کمیت، کیفیت، زمان، فضا و حتی احساسات به کار رود. «کم» ممکن است به صورت صفت، قید یا بخشی از عبارات ترکیبی برای توصیف میزان اندک چیزی استفاده شود.

      از منظر زبان‌شناسی، «کم» یک واژه‌ی ساده اما پرکاربرد است که در مکالمات روزمره برای بیان کمبود، کاهش یا نقص مورد استفاده قرار می‌گیرد. این کلمه می‌تواند در جملاتی مانند «آب کم است»، «زمان کم دارم» یا «علاقه‌ام کم شده» ظاهر شود و بسته به زمینه معناهای مختلفی پیدا کند. همچنین، «کم» به عنوان قید، شدت یا میزان انجام یک عمل را کاهش می‌دهد، مثلاً «کم بخواب» یا «کم حرف بزن».

      در علوم اجتماعی و اقتصادی، مفهوم «کم» به مسائل مرتبط با منابع محدود، فقر یا نابرابری اشاره دارد. کمبود منابع مالی، امکانات آموزشی یا بهداشتی می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای برای جوامع داشته باشد و نیازمند سیاست‌گذاری‌های دقیق و اقدامات حمایتی است. همچنین، در مباحث محیط‌زیستی، کاهش منابع طبیعی و کمبود آب یا انرژی از چالش‌های مهم جهانی محسوب می‌شود.

      از لحاظ فرهنگی، «کم» ممکن است معانی مثبت یا منفی داشته باشد. به طور مثال، «کم حرف بودن» در برخی موقعیت‌ها می‌تواند به معنای آرامش و تعقل باشد، اما «کم‌توجهی» یا «کم‌کاری» بار منفی دارند. بنابراین، تفسیر و ارزش‌گذاری روی «کم» به شرایط و نگرش‌های فرهنگی وابسته است.

      «کم» واژه‌ای است که به طور مکرر در زندگی روزمره و زبان فارسی استفاده می‌شود و مفهومی بنیادین درباره میزان و مقدار را منتقل می‌کند. فهم دقیق کاربردها و معانی مختلف این کلمه به بهبود ارتباطات و درک بهتر متون کمک می‌کند.

      ارجاع به لغت کم

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «کم» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/کم

      لغات نزدیک کم

      • - کلیه نت ها
      • - کلییت عظیم و پیچیده
      • - کم
      • - کم -
      • - کم‌آب
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.