جاوا اسکریپت در مرورگر شما غیر فعال است و برای استفاده از تمام امکانات فست دیکشنری باید آن را فعال کنید.
تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی
تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی
شروع تست
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
ورود یا ثبتنام
دیکشنری
مترجم
نرمافزارها
نرمافزار اندروید
مشاهده
نرمافزار آیاواس
مشاهده
افزونهی کروم
مشاهده
ابزارها
ابزار بهبود گرامر
ابزار بازنویسی
ابزار توسعه
ابزار خلاصه کردن
ابزار تغییر لحن
ابزار تبدیل آدرس
وبلاگ
پشتیبانی
خرید اشتراک
لغات من
الف
ب
پ
ت
ث
ج
چ
ح
خ
د
ذ
ر
ز
ژ
س
ش
ص
ض
ط
ظ
ع
غ
ف
ق
ک
گ
ل
م
ن
و
ه
ی
لیست الفبای فارسی: حرف "م" (صفحه 19)
مشکسان
مشکک
مشکل
مشکل پسند
مشکل پسندی
مشکل روانی
مشکل سرراه
مشکل شدن
مشکل غیر منتظره
مشکل کردن
مشکل گشا
مشکل گشایی
مشکل گشایی کردن
مشکل می بینم
مشکلات
مشکو
مشکوک
مشکوک از نظر اصالت
مشکوک بودن به
مشکوک جلوه دادن
مشکوک شدن
مشکوک کننده
مشکی
مشکیجه
مشکین
مشکینه
مشگل گشا
مشما
مشما گذاشتن
مشمئز
مشمئز بودن
مشمئز شدن
مشمئز کردن
مشمئز کننده
مشمئز کننده از نظر اخلاقی
مشمش
مشمشه
مشمع
مشمع خردل
مشمع ذرایح
مشمع سریشمی
مشمول
مشمول جریمه
مشمول چیزی کردن
مشمول دریافت حق بازنشستگی
مشمول عوارض گمرکی
مشمول غایب
مشمول قانون
مشمول کردن
مشمول مالیات
مشمولان
مشمولیت
مشنگ
مشوب
مشوب بودن
مشوب سازی
مشورت
مشورت خصوصی کردن
مشورت شونده
مشورت کردن
مشورت کننده
مشورتی
مشوش
مشوش شدن
مشوش کردن
مشوش کننده
مشوق
مشهد
مشهود
مشهودات
مشهور
مشهی
مشی
مشیت
مشیت الهی
مشیت الهی بودن
مشیر
مشیمه
مشیمه چشم
مشیمیه
مصاحب
مصاحب بودن
مصاحبت
مصاحبت کردن
مصاحبه
مصاحبه شونده
مصاحبه کردن
مصاحبه کننده
مصاحبه مطبوعاتی
مصاحبه و برگزیدن
مصاحف
مصادر
مصادر امور
مصادرت
مصادره
مصادره کردن
مصادره مانند
مصادف
مصادف بودن با
مصادف شدن
مصادف شدن با
مصادم
مصادمت
مصارعت
مصارف
مصاف
مصاف دادن
مصاف کردن
مصافحه
مصافحه کردن
مصالح
مصالح تاقچه سازی
مصالح زیرسازی راه
مصالح ساختمانی
مصالح نرده سازی
مصالحه
مصالحه آمیز
مصالحه طلبی
مصالحه کردن
مصالحه گرای
مصب
مصباح
مصحح
مصحف
مصحوب
مصداق
مصداق پیدا کردن
مصدر
مصدر امور
مصدر کار
مصدر گسسته
مصدری
مصدع
مصدع شدن
مصدع کسی شدن
مصدق
مصدوم
مصدوم کردن
مصدومیت
مصر
مصر در خطاکاری
مصراع
مصرانه
مصرح
مصرحات
مصرع پنج ضربی
مصرع شش رکنی
مصرف
مصرف بیش از حد
مصرف تا آخر
مصرف خودنمایانه
مصرف شدن به طور کامل
مصرف شده
مصرف کردن
مصرف کردن به طور کامل
مصرف کردن به عنوان سوخت
مصرف کردن بیش از حد دارو
مصرف کننده
مصرف گرایی
مصرفی
مصروع
مصروف
مصری
مصری کهن
مصطبه
مصطفوی
مصطفی
مصطکی
مصطلح
مصطلح در انگلستان
مصطلحات
مصعد
مصغر
مصفا
مصفا کردن
مصقل
مصلا
مصلح
مصلحانه
مصلحت
مصلحت آمیز
مصلحت آمیز بودن
مصلحت اندیشی
مصلحت دانستن
مصلحت گرا
مصلحت گرایی
مصلحت نیاندیشی
مصلحتا
مصلحتی
مصلوب سازی حضرت عیسی
مصلوب کردن
مصلی
مصمت
مصمم
مصمم بودن
مصمم به بقا
مصمم شدن
مصممانه
مصنف
مصنف ترانه
مصنف لیبرتوها
مصنف مزمور
مصنوع
مصنوعات
مصنوعی
مصنوعی کردن
مصنوعیت
مصوب
مصوبات
مصوبه
مصوبه مجلس شورا
مصوت
مصوت مرکب
مصور
مصور کردن
مصور کردن کتاب
مصورساز
مصون
مصون از خطا
مصون کردن
مصونیت
مصونیت دادن به
مصونیت سیاسی
مصیب
مصیبت
مصیبت آمیز
مصیبت آور
مصیبت بار
مصیبت زده
مصیبت زده کردن
مصیبت وارد کردن
مضار
مضارب
مضاربه
مضارع
مضاعف
مضاعف سازی
مضاعف شدن
مضاعف کردن
مضاف الیه
مضافا
مضافات
مضایقه
مضایقه کردن
مضبوط
مضحک
مضحک بودن
مضحک چاپی
مضحک قلمی
مضحک و بی معنی
مضحکه
مضحکه کردن
مضر
مضر برای سلامتی
مضر بودن
مضراب
مضراب سازهای زهی
مضراب کشیدن در سازهای زهی
مضرانه
مضرب
مضرب مشترک
مضرت
مضرس
مضرس کردن
مضروب
مضروب فیه
مضروب کردن
مضروب کردن به سختی
مضز
مضطر
مضطرب
مضطرب بودن
مضطرب کردن
مضعف
مضغ
مضغه
مضل
مضمحل
مضمحل کردن
مضمر
مضمضه کردن
مضمون
مضمون عنه
مضمون له
مضمون نطق
مضمون نوشته
مضیقه
مضیقه ی مالی
مطابق
مطابق آخرین آمار
مطابق آخرین اطلاعات
مطابق آخرین پیشرفت های علمی
مطابق آخرین روش های عملی
مطابق آخرین رویدادها
مطابق آخرین مد
مطابق با
مطابق بودن
مطابق دستور زبان
مطابق طبیعت
مطابق قاعده کردن
‹
1
2
...
16
17
18
19
20
21
22
...
33
34
›
لغات تصادفی
اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!
truelove
tenacity
take a dim (or poor) view of
suburban
subsequently
strait
relive
sum up
sum-up
moonlight
culinary
open fire
enterprise
anoxia
rapporteur
قرارداد
قصر
قطره
کالبدشناسی
لامسه
تیره
پلنگ
ارض
حدس
شوق
هوس
زنده باد
رییس زندان
روشن
روزنامه