آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴

      جوش به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم صفت
      فونتیک فارسی / joosh /

      acne

      acne

      جوش صورت

      او از کرم خاصی برای درمان جوش‌های صورتش استفاده کرد.

      She used a special cream to treat her acne.

      او به خاطر جوش‌های روی پیشانیش احساس خجالت می‌کرد.

      He felt embarrassed because of the acne on his forehead.

      اسم صفت
      فونتیک فارسی / joosh /

      rash, pimple, boil, pustule, carbuncle, eczema, (skin) eruption

      rash

      pimple

      boil

      pustule

      carbuncle

      eczema

      eruption

      دانه‌ی قرمز

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      صورت پسر پر از جوش بود.

      The boy's face was covered by rashes.

      او قبل از مهمانی از جوش روی صورتش خجالت می‌کشید.

      She was embarrassed by the pimple on her face before the party.

      اسم صفت
      فونتیک فارسی / joosh /

      bubble, pock mark, cavity

      bubble

      pock mark

      cavity

      حفره‌ی هوا

      جوش در سطح فلز نشانه‌ای از تکنیک‌های نادرست جوشکاری بود.

      The bubble in the metal surface was a sign of improper welding techniques.

      دیوار قدیمی پر از جوش‌های کوچک بود که نشان‌دهنده آسیب رطوبت در زیر سطح بود.

      The old wall was covered in pock marks, indicating moisture damage beneath the surface.

      اسم صفت
      فونتیک فارسی / joosh /

      boiling (water), bubbling, coming to a boil, seething, ebullition

      boiling

      bubbling

      coming to a boil

      seething

      ebullition

      جوشش

      آب جوش زودتر تبخیر می‌شود.

      Boiling water evaporates faster.

      بخار آب جوش سوت‌زنان از کتری برمی‌جهید.

      The vapor from the boiling water jetted whistling out of the kettle.

      اسم صفت
      فونتیک فارسی / joosh /

      tizzy, turbulence, unrest, agitation, nervousness, trepidation

      tizzy

      turbulence

      unrest

      agitation

      nervousness

      trepidation

      عصبانیت

      او تمام صبح جوش آورد و نگران ارائه‌ی پیش‌رو بود.

      She was in a tizzy all morning, worrying about the upcoming presentation.

      جوش او وقتی که منتظر نتایج مصاحبه بود، واضح بود.

      Her nervousness was evident as she awaited the interview results.

      اسم صفت
      فونتیک فارسی / joosh /

      arc welding, welding, soldering

      arc welding

      welding

      soldering

      جوشکاری

      باید دستگاه جوش جدیدی برای پروژه‌ی جوشکاری آتی‌ام بخرم.

      I need to purchase a new welder for my upcoming welding project.

      کارگاه در تکنیک‌های جوش برای کاربردهای صنعتی تخصص دارد.

      The workshop specializes in arc welding techniques for industrial applications.

      اسم صفت
      فونتیک فارسی / joosh /

      joint, seam, scar, weld mark

      joint

      seam

      scar

      weld mark

      محل جوش خوردن

      یک جوش قابل مشاهده منطقه‌ای را نشان می‌داد که در آن دو قطعه‌ی چوب به هم چسبیده بودند.

      A visible joint marked the area where the two pieces of wood were glued together.

      پس‌از تعمیر، جوش روی قطعه‌ی فلزی تقریباً غیرقابل مشاهده بود.

      After the repair, the seam on the metal piece was almost invisible.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد جوش

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      اتصال پیوند لحیم
      مترادف:
      داغ
      مترادف:
      جوشش غلیان
      مترادف:
      اوج بحبوحه هنگامه
      مترادف:
      دانه
      مترادف:
      اضطراب شور
      مترادف:
      گره
      مترادف:
      آشفتگی حرص خودخوری عصبانیت
      مترادف:
      فوران
      مترادف:
      شور

      سوال‌های رایج جوش

      جوش به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «جوش» در زبان انگلیسی به "pimple" یا در موارد پزشکی‌تر "acne" ترجمه می‌شود.

      جوش، یک واکنش پوستی است که معمولاً به‌دلیل انسداد منافذ پوست توسط چربی، سلول‌های مرده، یا باکتری‌ها به وجود می‌آید. این عارضه پوستی بیشتر در دوران نوجوانی و بلوغ شایع است، زیرا در این دوره غدد چربی پوست تحت تأثیر هورمون‌ها فعال‌تر می‌شوند. با این حال، جوش زدن می‌تواند در بزرگسالی نیز ادامه یابد یا حتی تازه آغاز شود و گاه به عوامل مختلفی نظیر استرس، تغذیه، تغییرات هورمونی، یا استفاده از محصولات آرایشی ناسازگار مرتبط است.

      از نظر علمی، جوش‌ها به چندین نوع مختلف تقسیم می‌شوند؛ از جمله کومدون (سرسیاه و سرسفید)، پاپول، پوسچول (جوش چرکی)، ندول و کیست. نوع و شدت جوش‌ها می‌تواند از یک عارضه‌ی موقت و خفیف تا نوعی بیماری مزمن و التهابی پوست، موسوم به آکنه، متغیر باشد. درمان هر نوع جوش به شدت آن، علت زمینه‌ای و نوع پوست بستگی دارد و ممکن است شامل داروهای موضعی، آنتی‌بیوتیک‌ها، رژیم غذایی مناسب یا حتی مداخلات تخصصی‌تر مانند لیزر درمانی باشد.

      از نظر روان‌شناختی، جوش‌ها تأثیر قابل توجهی بر تصویر ذهنی فرد از خود و اعتمادبه‌نفس او دارند، به‌ویژه زمانی‌ که در نواحی صورت، گردن یا سینه ظاهر می‌شوند. نوجوانان و جوانان اغلب از بابت ظاهر پوست خود دچار اضطراب یا احساس شرم می‌شوند، به‌خصوص در محیط‌های اجتماعی یا آموزشی. به همین دلیل، پرداختن به درمان جوش نه‌تنها جنبه‌ی زیبایی‌شناسی، بلکه جنبه‌ی سلامت روانی نیز دارد.

      در مراقبت از پوست، پیشگیری از جوش اهمیت زیادی دارد. شست‌وشوی منظم صورت با شوینده‌های ملایم، پرهیز از فشار دادن یا ترکاندن جوش‌ها، استفاده از محصولات غیرکمدوژنیک (non-comedogenic)، نوشیدن آب کافی و تغذیه‌ی مناسب از اقدامات توصیه‌شده هستند. برخلاف باور رایج، شستن زیاد پوست یا استفاده‌ی بیش‌ازحد از مواد الکلی می‌تواند باعث تحریک بیشتر غدد چربی و بدترشدن وضعیت شود.

      جوش‌ زدن نه نشانه‌ی بی‌نظافتی است و نه امری نادر. پوست انسان زنده است و واکنش‌هایی مانند جوش، بخشی از پاسخ طبیعی آن به محیط، هورمون‌ها و سبک زندگی ماست. داشتن آگاهی درست از سازوکار جوش‌ها و برخورد علمی و منطقی با آن‌ها، به افراد کمک می‌کند تا بدون احساس گناه یا شرم، مسیر مناسب درمان و مراقبت را در پیش بگیرند.

      ارجاع به لغت جوش

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «جوش» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/جوش

      لغات نزدیک جوش

      • - جوزک
      • - جوزهندی
      • - جوش
      • - جوش آمدن
      • - جوش الکتریکی
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      send in an application senorita set yourself clear objectives sextuple sharp pain shoplifting shoulder to shoulder show of unity simultaneity sinusitis sirloin slake solitude socioeconomic so far سه چهار پنج هفت ده طوطی کفشدوزک روح جیگر چهل پنجاه شصت هفتاد هشتاد صد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.