sign, indication, symptom, token, manifestation, foreshadowing
sign
indication
symptom
token
manifestation
foreshadowing
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
این کار او نمودار شخصیت والای اوست.
This action of his is an indication of his excellent character.
ابرهای تیره در آسمان نمودار یک طوفان قریبالوقوع بودند.
The dark clouds in the sky were an indication of an approaching storm.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «نمودار» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/نمودار