آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: دوشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۴

      کش به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / kesh /

      elastic band, elastic, rubber band, india rubber, flexibility

      elastic band

      elastic

      rubber band

      india rubber

      flexibility

      نوار کشسان

      او از یک کش برای بستن کاغذها به هم استفاده کرد.

      He used a rubber band to bend the papers together.

      او موهایش را با کش به عقب بست.

      He wore his hair back with an elastic band.

      اسم
      فونتیک فارسی / kesh /

      drawing, pull

      drawing

      pull

      فرآیند کشسانی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      کش در این ماده باعث کشیدگی آن می‌شود.

      The drawing in this material causes it to elongate.

      ورزش‌کار هنگام کشش، کش تاندون را احساس کرد.

      The athlete felt the pull of the tendon during the stretch.

      حرف اضافه
      فونتیک فارسی / kesh /

      ادبی whose, he whose

      whose

      he whose

      که او را

      با مردی ملاقات کردم کش صدایش بسیار آشنا بود.

      I met a man whose voice was very familiar.

      کش دلش پاک است، در هر طوفانی آرامش می‌یابد.

      He whose heart is pure will find peace in any storm.

      سازه‌ی پیوندی
      فونتیک فارسی / -kesh /

      a combining form (meaning: draw, stretch, pull)

      a combining form

      امتداددهنده

      خط‌کش

      ruler

      نقشه‌کش

      drawer

      سازه‌ی پیوندی
      فونتیک فارسی / -kesh /

      a combining form (meaning: bearer, doer)

      a combining form

      کِشنده

      خبرکش

      gossip

      زحمت‌کش

      toiler

      سازه‌ی پیوندی
      فونتیک فارسی / -kesh /

      a combining form (meaning: rubber, sweep)

      a combining form

      مالنده

      جاروکش

      sweeper

      دستمال‌کشی

      wiping

      سازه‌ی پیوندی
      فونتیک فارسی / -kesh /

      a combining form (meaning: extract, presser)

      a combining form

      استخراج‌کننده

      (کشتی یا کامیون) نفت‌کش

      an oil tanker

      روغن‌کش

      oil presser

      سازه‌ی پیوندی
      فونتیک فارسی / -kesh /

      a combining form (meaning: cover)

      a combining form

      پوشاننده

      دستکش

      glove

      روکش

      coverlet

      سازه‌ی پیوندی
      فونتیک فارسی / -kesh /

      a combining form (meaning: inhaler)

      a combining form

      مصرف‌کننده‌ی دود

      سیگارکش

      smoker

      تریاک‌کش

      opium-smoker

      پسوند
      فونتیک فارسی / -kosh /

      a suffix (means: -cide, killer)

      a suffix

      کُشنده

      غذای ارگانیک بدون استفاده از آفت‌کش‌ها یا کودهای مصنوعی تولید می‌شود.

      Organic food is produced without synthetic pesticides or fertilizers.

      آدم‌کش

      homicide

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد کش

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      بیغوله کنج گوشه
      مترادف:
      بر پهلو سینه کنار
      مترادف:
      آغوش بغل
      مترادف:
      خوش نیک نیکو

      سوال‌های رایج کش

      کش به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «کِش» در زبان انگلیسی بسته به کاربردش معادل‌های مختلفی دارد.

      در رایج‌ترین حالت، اگر منظور کش پلاستیکی باشد که برای بستن اشیاء یا مو استفاده می‌شود، معادل آن rubber band یا elastic band است. اگر کش در لباس به کار رود، مانند کش شلوار یا کش جوراب، معمولاً از واژه‌ی elastic استفاده می‌شود. در برخی موارد، اگر به عمل کشیدن اشاره شود، ممکن است واژه‌هایی مثل stretch یا pull به‌کار بروند.

      «کِش» یکی از اشیای ساده اما بسیار پرکاربرد در زندگی روزمره است. این وسیله‌ی کوچک اغلب از مواد لاستیکی یا ترکیبات الاستیک ساخته می‌شود و قابلیت کشسانی بالایی دارد. ویژگی اصلی کش آن است که در حالت عادی کوچک و فشرده است، اما با اعمال نیرو، کش می‌آید و دوباره به حالت اول بازمی‌گردد. همین خاصیت ارتجاعی آن باعث شده کاربردهای فراوانی داشته باشد، از بسته‌بندی گرفته تا استفاده در لوازم شخصی و حتی صنایع مختلف.

      در خانه، کش را می‌توان برای بستن کیسه‌ها، نگهداری وسایل، یا حتی مرتب کردن کابل‌ها به‌کار برد. کش مو نیز برای بستن و آرایش موها به‌ویژه در میان کودکان و نوجوانان بسیار رایج است. این کش‌ها معمولاً نرم‌تر و لطیف‌تر از کش‌های صنعتی هستند تا به مو آسیب نرسانند. در لباس‌ها نیز کش نقشی اساسی در ایجاد راحتی دارد؛ مثلا کمر شلوارهای راحتی، لباس زیر، یا جوراب‌ها اغلب با استفاده از نوارهای کشی طراحی می‌شوند تا بدون نیاز به دکمه یا زیپ، به بدن بچسبند.

      کش همچنین در زمینه‌ی آموزشی و هنری نیز کاربرد دارد. در برخی بازی‌ها، فعالیت‌های کلاس درس یا حتی کاردستی‌ها، از کش برای ساخت ابزار ساده یا ایجاد حرکات فیزیکی استفاده می‌شود. حتی برخی آزمایش‌های علمی ساده در مدارس با استفاده از کش طراحی می‌شوند تا مفاهیمی مانند انرژی پتانسیل یا نیرو را توضیح دهند. در صنعت، کش‌ها در دستگاه‌های بسته‌بندی، تجهیزات کشاورزی و خطوط تولید نیز مورد استفاده قرار می‌گیرند.

      جالب است که در زبان فارسی، کلمه‌ی «کش» نه‌تنها به خود وسیله اشاره دارد، بلکه در قالب افعال یا اصطلاحات نیز ظاهر می‌شود. مثلا در عباراتی مثل «کِش آمدن» یا «کِش دادن بحث» از این واژه به‌طور استعاری برای نشان دادن طولانی شدن یا ادامه پیدا کردن چیزی استفاده می‌شود. این کارکرد استعاری باعث شده کلمه‌ی «کش» جایگاه خاصی در بیان غیررسمی و محاوره‌ای فارسی داشته باشد.

      با وجود سادگی ظاهر، کش به‌عنوان نماد انعطاف، تطبیق‌پذیری و پایداری در ذهن انسان نقش بسته است. خاصیتی که در بسیاری از موقعیت‌های زندگی – از لباس و بسته‌بندی تا زبان و استعاره – حضوری بی‌صدا ولی همیشگی دارد.

      ارجاع به لغت کش

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «کش» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/کش

      لغات نزدیک کش

      • - کسی گذاشتن
      • - کسینوس
      • - کش
      • - کش آمدگی
      • - کش آمدن
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.