آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Back And Forth

bæk ænd fɔrθ bæk ənd fɔːθ

توضیحات:

شکل نوشتاری این لغت در حالت اسم (Noun): back-and-forth

معنی back and forth | جمله با back and forth

adverb idiom C1

پس‌ و پیش، عقب‌ و جلو، از یک سو به سوی دیگر، در رفت‌وآمد بودن (حرکت در یک جهت و سپس در جهت مخالف)

The swing went back and forth.

تاب به جلو و عقب حرکت می‌کرد.

He went back and forth regularly between Tehran and Paris.

او مرتب بین تهران و پاریس رفت‌و‌آمد می‌کرد.

noun uncountable

بده‌بستان، تبادل، دادوستد

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در ایکس

The negotiations between the two countries involved a lot of back-and-forth on trade agreements.

مذاکرات بین دو کشور شامل بده‌بستان‌های زیادی در مورد توافقات تجاری بود.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد back and forth

  1. adverb backward and forward

ارجاع به لغت back and forth

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «back and forth» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/back-and-forth-2

لغات نزدیک back and forth

پیشنهاد بهبود معانی