فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Base On

آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • phrasal verb
    بر اساس، بر مبنای
    • - The film is based on a real-life story.
    • - این فیلم بر اساس یک داستان واقعی است.
    • - He bases his designs on Roman mosaics.
    • - طرح‌های او بر اساس موزاییک‌های رومی است.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد base on

  1. verb establish
    Synonyms: found on, depend on, stand on, form on, hinge on, place on, rest on, build

ارجاع به لغت base on

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «base on» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/base-on

لغات نزدیک base on

پیشنهاد بهبود معانی