آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱ اردیبهشت ۱۴۰۴

      Bodacious

      boʊˈdeɪʃəs bəʊˈdeɪʃəs

      معنی bodacious | جمله با bodacious

      adjective slang

      انگلیسی آمریکایی قابل توجه، شایان توجه، چشمگیر، برجسته، پرشکوه، پرجلوه، تماشایی، خفن، توپ

      That was a bodacious performance—you totally nailed it!

      اجرای خفنی بود؛ واقعاً گل کاشتی!

      The movie was full of bodacious stunts and explosions.

      فیلم پر از بدلکاری‌ها و انفجارهای تماشایی بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      That was a bodacious idea—you impressed the team.

      ایده‌ی قابل توجهی بود؛ اعضای تیم رو تحت‌تأثیر قرار دادی.

      adjective slang

      انگلیسی آمریکایی جذاب، دل‌‌فریب، دل‌ربا، تحریک‌کننده، اغواگر، شهوت‌انگیز، خوش‌اندام

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      She looked absolutely bodacious in that tight leather outfit.

      او در آن لباس چرمی تنگ واقعاً جذاب به نظر می‌رسید.

      She walked into the party wearing a bodacious red dress that turned every head.

      او با لباس قرمز دل‌فریبی وارد مهمانی شد که نگاه همه را به خود جلب کرد.

      adjective slang

      انگلیسی آمریکایی آشکار، واضح، مبرهن، غیرقابل انکار، بی‌چون‌وچرا، انکارناپذیر، مسلم، تابلو

      The evidence in this case is bodacious, leaving no room for doubt.

      مدارک این پرونده انکارناپذیر هستند و جایی برای شک باقی نمی‌گذارند.

      The mistake he made was bodacious—there was no way to overlook it.

      اشتباهی که او مرتکب شد کاملاً مبرهن بود و هیچ راهی برای نادیده گرفتن آن وجود نداشت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد bodacious

      1. adjective Unrestrained by convention or propriety; ; ; - Los Angeles Times; ; ; - Bertrand Russell
        Synonyms:
        brazen insolent brazen-faced brassy audacious barefaced bald-faced

      ارجاع به لغت bodacious

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «bodacious» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/bodacious

      لغات نزدیک bodacious

      • - bock
      • - bod
      • - bodacious
      • - bode
      • - bode ill
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.