شکل جمع:
competenciesهمچنین میتوان از competence بهجای competency استفاده کرد.
صلاحیت، شایستگی، لیاقت، کفایت، توانایی
Legal competency is necessary to sign this contract.
صلاحیت قانونی برای امضای این قرارداد لازم است.
Her competency in project management impressed the board.
شایستگی او در مدیریت پروژه، هیئتمدیره را تحتتأثیر قرار داد.
The company tests employees' competencies before promotion.
شرکت پیشاز ترفیع، صلاحیت کارکنان را میسنجد.
سررشته، توانایی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
He lacks competency in using the new software.
او در استفاده از نرمافزار جدید، سررشته ندارد.
Her linguistic competency grew after living abroad.
توانایی زبانی او پساز زندگی در خارج افزایش یافت.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «competency» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/competency