صفت تفضیلی:
crunchierصفت عالی:
crunchiestغذا و آشپزی ترد، شکننده
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی غذا و آشپزی
In culinary arts, achieving a crunchy outer layer while maintaining a tender interior is a hallmark of expertly prepared fried dishes.
در هنرهای آشپزی، دستیابی به یک لایهی بیرونی ترد درحالیکه داخل آن نرم باقی میماند، نشانهی غذاهای سرخشدهی با مهارت است.
The fried chicken was perfectly cooked, with a golden, crunchy coating.
مرغ سوخاری کاملاً پخته شده بود، با پوششی طلایی و ترد.
Kloucheh bread is very crunchy.
نان کلوچه خیلی ترد است.
I love the satisfying, crunchy sound of fresh apples when I bite into them.
من عاشق صدای ترد و دلنشین سیبهای تازه هستم وقتی گازشان میزنم.
موسیقی خشن، بلند
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
While some critics lauded the band's use of crunchy guitar tones as innovative, others found it overly abrasive and unmelodious.
درحالیکه برخی منتقدان استفادهی گروه از نتهای گیتار خشن را نوآورانه میدانستند، برخی دیگر آن را بیش از حد زننده و ناموزون یافتند.
The guitarist achieved a really crunchy sound by overdriving the amplifier.
نوازندهی گیتار با فشار مضاعف آمپلیفایر به یک صدای واقعاً خشن دست یافت.
انگلیسی آمریکایی طبیعتگرا
My sister's really crunchy; she only buys organic, locally sourced produce.
خواهرم واقعاً طبیعتگراست؛ او فقط محصولات ارگانیک و محلی میخرد.
The increasing prevalence of crunchy consumer choices, such as fair-trade goods and renewable energy sources, reflects a growing societal awareness of environmental impact.
شیوع فزایندهی انتخابهای مصرفکنندهی طبیعتگرا، مانند کالاهای تجارت منصفانه و منابع انرژی تجدیدپذیر، نشاندهندهی آگاهی روبهرشد جامعه از تاثیرات زیستمحیطی است.
صفت تفضیلی crunchy در زبان انگلیسی crunchier است.
صفت عالی crunchy در زبان انگلیسی crunchiest است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «crunchy» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/crunchy