آیکن بنر

رایتینگ آیلتس رو خودت با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایتینگ آیلتس رو با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایگان تست کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۰ شهریور ۱۴۰۵

      Crunchy

      ˈkrʌntʃi ˈkrʌntʃi

      صفت تفضیلی:

      crunchier

      صفت عالی:

      crunchiest

      معنی crunchy | جمله با crunchy

      adjective B1

      غذا و آشپزی ترد، شکننده

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی غذا و آشپزی

      مشاهده
      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      In culinary arts, achieving a crunchy outer layer while maintaining a tender interior is a hallmark of expertly prepared fried dishes.

      در هنرهای آشپزی، دستیابی به یک لایه‌ی بیرونی ترد درحالی‌که داخل آن نرم باقی می‌ماند، نشانه‌ی غذاهای سرخ‌شده‌ی با مهارت است.

      The fried chicken was perfectly cooked, with a golden, crunchy coating.

      مرغ سوخاری کاملاً پخته شده بود، با پوششی طلایی و ترد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Kloucheh bread is very crunchy.

      نان کلوچه خیلی ترد است.

      I love the satisfying, crunchy sound of fresh apples when I bite into them.

      من عاشق صدای ترد و دل‌نشین سیب‌های تازه هستم وقتی گازشان می‌زنم.

      adjective informal

      موسیقی خشن، بلند

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      While some critics lauded the band's use of crunchy guitar tones as innovative, others found it overly abrasive and unmelodious.

      درحالی‌که برخی منتقدان استفاده‌ی گروه از نت‌های گیتار خشن را نوآورانه می‌دانستند، برخی دیگر آن را بیش از حد زننده و ناموزون یافتند.

      The guitarist achieved a really crunchy sound by overdriving the amplifier.

      نوازنده‌ی گیتار با فشار مضاعف آمپلی‌فایر به یک صدای واقعاً خشن دست یافت.

      adjective informal

      انگلیسی آمریکایی ‫طبیعت‌گرا‬

      My sister's really crunchy; she only buys organic, locally sourced produce.

      خواهرم واقعاً طبیعت‌گراست؛ او فقط محصولات ارگانیک و محلی می‌خرد.

      The increasing prevalence of crunchy consumer choices, such as fair-trade goods and renewable energy sources, reflects a growing societal awareness of environmental impact.

      شیوع فزاینده‌ی انتخاب‌های مصرف‌کننده‌ی طبیعت‌گرا، مانند کالاهای تجارت منصفانه و منابع انرژی تجدیدپذیر، نشان‌دهنده‌ی آگاهی روبه‌رشد جامعه از تاثیرات زیست‌محیطی است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد crunchy

      1. adjective brittle
        Synonyms:
        crisp crispy crumbly crusty crackling chewy

      سوال‌های رایج crunchy

      صفت تفضیلی crunchy چی میشه؟

      صفت تفضیلی crunchy در زبان انگلیسی crunchier است.

      صفت عالی crunchy چی میشه؟

      صفت عالی crunchy در زبان انگلیسی crunchiest است.

      ارجاع به لغت crunchy

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «crunchy» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/crunchy

      لغات نزدیک crunchy

      • - crumply
      • - crunch
      • - crunchy
      • - cruor
      • - crupper
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت community و society چیست؟

      تفاوت wizard و witch چیست؟

      تفاوت among و between چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      lettered light-footed limeade javelle water alti- amalgamation attach importance to ballet dancer biafra boogie-woogie boro- bukhara cabaletta capitalization catch one's breath نهال نیمه‌رسمی سرپنجه مشتری فنگ جنسیت‌گرایانه نجات ور فداکار قامت گره نشخوار دلیرانه حتمی جاودانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.