آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳ مهر ۱۴۰۴

      Delimitate

      American: diːˈlɪmɪteɪt British: diːˈlɪmɪteɪt

      معنی delimitate

      verb - transitive

      محدود کردن، حد چیزی معین کردن، کران‌بندی‌بردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد delimitate

      1. verb to fix the limits of
        Synonyms:
        define limit determine specify mark delimit delineate bound demarcate measure

      سوال‌های رایج delimitate

      معنی delimitate به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «delimitate» در زبان فارسی به «مرزبندی کردن» یا «تعیین حد و حدود» ترجمه می‌شود.

      این واژه به فرایند مشخص کردن و تعیین مرزها یا حدود یک فضا، منطقه، قلمرو یا موضوع اشاره دارد تا وضوح و سازمان‌دهی ایجاد شود. Delimitate می‌تواند هم در زمینه‌های فیزیکی مانند مرزبندی زمین یا قلمروها و هم در زمینه‌های مفهومی مانند تعیین محدوده یک پروژه یا موضوع پژوهشی کاربرد داشته باشد.

      از منظر عملی، delimitate کردن یک ابزار مهم برای ایجاد نظم و جلوگیری از سردرگمی است. با مشخص کردن حدود، افراد و سازمان‌ها می‌توانند فعالیت‌ها، مسئولیت‌ها و حوزه‌های کاری را واضح‌تر تعریف کنند و از تداخل، تکرار یا اختلاف جلوگیری نمایند. این مفهوم در مدیریت پروژه‌ها، برنامه‌ریزی شهری، مطالعات علمی و حتی مباحث آموزشی کاربرد فراوان دارد و به بهبود کارایی و هماهنگی کمک می‌کند.

      در جغرافیا و زمین‌شناسی، delimitate کردن مرزها اهمیت ویژه‌ای دارد. تعیین حدود زمین‌ها، مناطق حفاظت‌شده، مناطق کشاورزی یا منابع طبیعی از طریق این فرایند انجام می‌شود تا استفاده بهینه و مدیریت صحیح منابع امکان‌پذیر شود. ابزارهای مدرن مانند نقشه‌برداری دیجیتال، جی‌پی‌اس و سامانه‌های اطلاعات جغرافیایی (GIS) به متخصصان کمک می‌کنند تا مرزبندی‌ها دقیق، علمی و قابل استناد باشد.

      در مباحث مفهومی و علمی، delimitate به معنای تعریف محدوده یک تحقیق، موضوع یا نظریه است. پژوهشگران با delimitate کردن موضوع خود، چارچوب مشخصی برای بررسی ارائه می‌دهند، متغیرها و محدوده تحلیل را تعیین می‌کنند و امکان تمرکز و دقت بیشتر در مطالعه را فراهم می‌آورند. این اقدام باعث می‌شود نتایج پژوهش قابل اعتماد و قابل استناد باشند و فهم موضوع برای خواننده یا مخاطب ساده‌تر شود.

      delimitate نشان‌دهنده‌ی اهمیت تعیین حد و حدود برای ایجاد سازمان، وضوح و مدیریت بهینه است. این فرایند می‌تواند در حوزه‌های فیزیکی، علمی، سازمانی و حتی معنوی کاربرد داشته باشد و نقش مهمی در جلوگیری از ابهام، افزایش کارایی و تسهیل تصمیم‌گیری ایفا کند. مرزبندی صحیح، پایه‌ای برای نظم، هماهنگی و استفاده بهینه از منابع و فرصت‌ها محسوب می‌شود.

      ارجاع به لغت delimitate

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «delimitate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/delimitate

      لغات نزدیک delimitate

      • - delilah
      • - delimit
      • - delimitate
      • - delimitation
      • - delimiter
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.