Dotage

ˈdoʊt̬ɪdʒ ˈdəʊtɪdʒ
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله

noun
ضعف پیری، کودنی در اثر پیری

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری
- He has reached his dotage now.
- او اکنون پیرو خرفت شده است.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد dotage

  1. noun feebleness, old age
    Synonyms:
    weakness infirmity senility decrepitude elderliness advanced age imbecility second childhood fatuity senectitude
    Antonyms:
    strength youth youthfulness childhood youngness

ارجاع به لغت dotage

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «dotage» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/dotage

لغات نزدیک dotage

پیشنهاد بهبود معانی