سومشخص مفرد:
infestsوجه وصفی حال:
infestingمحیط زیست مملو، آلوده، آفتزده (به تعداد زیاد در جایی حضور داشتن، معمولاً به گونهای که باعث آسیب یا بیماری شود)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The river became infested with algae after the pollution increased.
پس از افزایش آلودگی، رودخانه مملو از جلبک شد.
The old house was infested with termites, causing serious damage to the wooden structure.
خانهی قدیمی مملو از موریانه بود که به ساختار چوبی آن آسیب جدی وارد کرد.
an infected cot
تختِ آلوده
the infested pasture
چراگاه آفتزده
وجه وصفی حال infested در زبان انگلیسی infesting است.
سومشخص مفرد infested در زبان انگلیسی infests است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «infested» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/infested