Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۶ فروردین ۱۴۰۳

      Irritant

      ˈɪrɪtənt ˈɪrɪtənt

      شکل جمع:

      irritants

      معنی irritant | جمله با irritant

      noun countable

      عامل آزاردهنده، چیز آزاردهنده

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      Slow internet connection can be a great irritant.

      اتصال آهسته‌ی اینترنت می‌تواند عامل آزاردهنده‌ی بزرگی باشد.

      Noise was a constant irritant.

      سروصدا دائماً (ما را) آزار می‌داد.

      noun countable

      پزشکی ماده‌ی محرک، ماده‌ی سوزش‌آور، ماده‌ی دردآور

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      Strong fragrances can be an irritant to sensitive skin.

      عطرهای قوی می‌توانند برای پوست‌های حساس سوزش‌آور باشند.

      The pollen was an irritant to my allergies.

      گرده برای آلرژی من تحریک‌کننده بود.

      adjective

      آزارنده، التهاب‌آور، حساسیت‌زا، عصبانی‌کننده

      The irritant noise of construction outside made it impossible to concentrate.

      سروصدای آزارنده ساخت‌وساز بیرون تمرکز را غیرممکن می‌کرد.

      Her irritant comments always seemed to stir up conflict.

      به نظر می‌رسید که اظهارات التهاب‌آور او همیشه باعث ایجاد درگیری می‌شد.

      adjective

      پزشکی تحریک‌کننده‌، حساسیت‌زا، سوزش‌آور

      The irritant smoke caused everyone to cough.

      .دود تحریک‌کننده باعث سرفه‌ی همه شد

      Avoiding irritant fabrics is essential for those with sensitive skin.

      اجتناب از پارچه‌های حساسیت‌زا برای کسانی که پوست حساسی دارند ضروری است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد irritant

      1. noun annoyance
        Synonyms:
        trouble nuisance bother aggravation burden

      سوال‌های رایج irritant

      شکل جمع irritant چی میشه؟

      شکل جمع irritant در زبان انگلیسی irritants است.

      ارجاع به لغت irritant

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «irritant» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/irritant

      لغات نزدیک irritant

      • - irritability
      • - irritable
      • - irritant
      • - irritate
      • - irritated
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      satirical sender September assault force sectional sheath knife seminar smite snapback repackage look threesome main either salsa انتظام انقلابی باشگاه برهمن بیهودگی آب دهان قورت دادن آخیش آدم آزاد آزادیخواه آسان آسیا آس و پاس آشفته آفت آفتاب‌پرست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.