آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

    Shivering

    گذشته‌ی ساده:

    shivered

    شکل سوم:

    shivered

    سوم‌شخص مفرد:

    shivers

    معنی shivering | جمله با shivering

    noun B2

    لرزیدن، لرزش (عملکرد بدن در پاسخ به سرما و ترس شدید در جانوران خونگرم)

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

    I wrapped myself in a blanket to try and stop the shivering from the cold.

    خودم را در پتویی پیچیدم تا سعی کنم جلوی لرزش ناشی از سرما را بگیرم.

    The shivering of the dog's body indicated that it was suffering from hypothermia.

    لرزیدن بدن سگ نشان می‌داد که از هیپوترمی رنج می‌برد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد shivering

    1. verb to crack or split into two or more fragments by means of or as a result of force, a blow, or strain
      Synonyms:
      breaking fracturing smashing splintering riving
    1. verb tremble convulsively, as from fear or excitement
      Synonyms:
      shaking trembling quivering vibrating shuddering throbbing freezing chilling quavering thrilling twittering breaking splintering fragmenting
      Antonyms:
      fixing mending
    1. verb shake, as from cold
      Synonyms:
      shuddering
      Antonyms:
      steadying
    1. verb to shake or tremble, as from cold or fear.
      Synonyms:
      shaking
    1. noun a sensation of cold that often marks the start of an infection and the development of a fever
      Synonyms:
      chill
    1. adjective vibrating slightly and irregularly; as e.g. with fear or cold or like the leaves of an aspen in a breeze
      Synonyms:
      trembling shaky

    سوال‌های رایج shivering

    گذشته‌ی ساده shivering چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده shivering در زبان انگلیسی shivered است.

    شکل سوم shivering چی میشه؟

    شکل سوم shivering در زبان انگلیسی shivered است.

    سوم‌شخص مفرد shivering چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد shivering در زبان انگلیسی shivers است.

    ارجاع به لغت shivering

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «shivering» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/shivering

    لغات نزدیک shivering

    • - shiver
    • - shiver down your spine
    • - shivering
    • - shivery
    • - shizuoka
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    possessed provide for your family puddle quite a bit quite a few rapport rather than real-life ranch concert complexion credibility cottage cheese disappear sinusoidal اهتزاز فاحش وقار موقر مزایده تکثیر منزه عایدی مغبون غنیمت چلاق چلغوز قاچ قرائت قرعه
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.