آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Shivering

      گذشته‌ی ساده:

      shivered

      شکل سوم:

      shivered

      سوم‌شخص مفرد:

      shivers

      معنی shivering | جمله با shivering

      noun B2

      لرزیدن، لرزش (عملکرد بدن در پاسخ به سرما و ترس شدید در جانوران خونگرم)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      I wrapped myself in a blanket to try and stop the shivering from the cold.

      خودم را در پتویی پیچیدم تا سعی کنم جلوی لرزش ناشی از سرما را بگیرم.

      The shivering of the dog's body indicated that it was suffering from hypothermia.

      لرزیدن بدن سگ نشان می‌داد که از هیپوترمی رنج می‌برد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد shivering

      1. verb to crack or split into two or more fragments by means of or as a result of force, a blow, or strain
        Synonyms:
        breaking fracturing smashing splintering riving
      1. verb tremble convulsively, as from fear or excitement
        Synonyms:
        shaking trembling quivering vibrating shuddering throbbing freezing chilling quavering thrilling twittering breaking splintering fragmenting
        Antonyms:
        fixing mending
      1. verb shake, as from cold
        Synonyms:
        shuddering
        Antonyms:
        steadying
      1. verb to shake or tremble, as from cold or fear.
        Synonyms:
        shaking
      1. noun a sensation of cold that often marks the start of an infection and the development of a fever
        Synonyms:
        chill
      1. adjective vibrating slightly and irregularly; as e.g. with fear or cold or like the leaves of an aspen in a breeze
        Synonyms:
        trembling shaky

      سوال‌های رایج shivering

      گذشته‌ی ساده shivering چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده shivering در زبان انگلیسی shivered است.

      شکل سوم shivering چی میشه؟

      شکل سوم shivering در زبان انگلیسی shivered است.

      سوم‌شخص مفرد shivering چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد shivering در زبان انگلیسی shivers است.

      ارجاع به لغت shivering

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «shivering» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/shivering

      لغات نزدیک shivering

      • - shiver
      • - shiver down your spine
      • - shivering
      • - shivery
      • - shizuoka
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pisa munchkin pay it forward peerless personify puppy parenteral AI thrust air cover discover hike toddler acron floodwater زیرا زخمی زندگی کردن سخت کوش سر سرسام‌آور سرسره بازی سرطان خودکامه خوش آتیه خوش یمن خونگرم خیلی زیاد داستان زندگی سرزده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.