آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۰ آذر ۱۴۰۴

      Spousal

      ˈspaʊzəl ˈspaʊzəl

      معنی spousal | جمله با spousal

      noun adjective

      ازدواج، عروسی، زفاف، وابسته به عروسی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      spousal benefits

      مزایای زن (یا شوهر)

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد spousal

      1. adjective of, relating to, or typical of marriage
        Synonyms:
        married marital matrimonial wedded conjugal nuptial bridal connubial hymeneal
      1. noun the act or ceremony by which two people become husband and wife.
        Synonyms:
        marriage wedding nuptial espousal bridal

      سوال‌های رایج spousal

      معنی spousal به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «spousal» در زبان انگلیسی به معنی «مربوط به همسر» یا «وابسته به زوجیت و رابطهٔ زناشویی» ترجمه می‌شود.

      واژه‌ی «spousal» یک صفت رسمی است که برای توصیف هر آنچه به همسر، پیوند زناشویی یا رابطه‌ی زوجیت مربوط باشد به کار می‌رود. این واژه معمولاً در متون حقوقی، اجتماعی، پژوهشی و ادبی استفاده می‌شود و بار معنایی کاملاً رسمی دارد. هنگامی که از «spousal» استفاده می‌شود، منظور بیان ارتباط مستقیم یک موضوع با نقش همسر، وظایف زناشویی یا شرایط مرتبط با زندگی مشترک است.

      در بسیاری از متون تخصصی، «spousal» برای دسته‌ای از حقوق، امتیازها یا مسئولیت‌ها به کار می‌رود؛ مانند «spousal support» که به معنای حمایت مالی مرتبط با زندگی مشترک است، یا «spousal relationship» که به نوع رابطه‌ای اشاره دارد که میان دو فرد در یک پیوند قانونی یا رسمی برقرار است. این کاربرد نشان می‌دهد که واژه‌ی «spousal» هم بار معنایی رابطه‌ای دارد و هم زمینه‌ی حقوقی و اجتماعی را در خود جای داده است.

      از نظر زبانی، «spousal» از واژه‌ی «spouse» به معنی «همسر» مشتق شده است و با افزودن پسوند «-al» به یک صفت رسمی تبدیل شده است. این تغییر واژگانی اجازه می‌دهد که کلمه در عبارات تخصصی‌تر و ساختارهای رسمی‌تر نقش توصیفی پیدا کند. این ویژگی باعث شده که «spousal» بیشتر در نوشته‌های دانشگاهی، گزارش‌های اجتماعی و اسناد قانونی دیده شود تا در مکالمه‌ی روزمره.

      در زمینه‌ی ارتباطات انسانی نیز واژه‌ی «spousal» به بیان جنبه‌های مختلف زندگی مشترک کمک می‌کند. برای نمونه، وقتی درباره‌ی «spousal communication» صحبت می‌شود، منظور بررسی شیوه‌ها و کیفیت ارتباط میان همسران است. این نوع استفاده نشان می‌دهد که واژه نه تنها جنبه‌ی حقوقی دارد، بلکه جنبه‌های رفتاری، احساسی و اجتماعی زندگی مشترک را نیز پوشش می‌دهد.

      «spousal» یک واژه‌ی جامع، رسمی و کاربردی است که در توصیف تمام موضوعات مرتبط با همسر و رابطه‌ی زوجیت به کار می‌رود. این کلمه به نویسندگان و پژوهشگران اجازه می‌دهد مفاهیم مربوط به زندگی مشترک را با دقت و وضوح بیشتری بیان کنند و ساختارهای زبانی دقیق‌تری برای تحلیل‌های حقوقی، اجتماعی و شخصی ارائه دهند.

      ارجاع به لغت spousal

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «spousal» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/spousal

      لغات نزدیک spousal

      • - spotter
      • - spotty
      • - spousal
      • - spouse
      • - spout
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      satirical sender September assault force sectional sheath knife seminar smite snapback repackage look threesome main either salsa انتظام انقلابی باشگاه برهمن بیهودگی آب دهان قورت دادن آخیش آدم آزاد آزادیخواه آسان آسیا آس و پاس آشفته آفت آفتاب‌پرست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.