فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Taboret

آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • noun
    تبیره زن
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد taboret

  1. noun A long seat
    Synonyms: stool, seat, table
  2. noun A low stool in the shape of a drum
    Synonyms: tabouret

ارجاع به لغت taboret

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «taboret» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/taboret

لغات نزدیک taboret

پیشنهاد بهبود معانی