آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱ مهر ۱۴۰۴

    Taboo

    təˈbuː / / tæ- təˈbuː / / tæ-

    گذشته‌ی ساده:

    tabooed

    شکل سوم:

    tabooed

    سوم‌شخص مفرد:

    taboos

    وجه وصفی حال:

    tabooing

    شکل جمع:

    taboos

    صفت تفضیلی:

    more taboo

    صفت عالی:

    most taboo

    توضیحات:

    شکل نوشتاری دیگر این لغت: tabu

    همچنین می‌توان از tabued به‌جای tabooed، از tabuing به‌جای tabooing و از tabus به‌جای taboos استفاده کرد.

    معنی taboo | جمله با taboo

    noun countable

    تابو، ممنوع، قدغن، پرهیزه، حرام، منع مذهبی، نهی مذهبی

    Taboos can be formed as a result of misconceptions and superstitions.

    تابوها می‌توانند در نتیجه‌ی باورهای غلط و خرافات شکل گرفته باشند.

    What is considered taboo in one society may be accepted in another.

    آنچه در یک جامعه تابو تلقی می شود، ممکن است در جامعه‌ی دیگر پذیرفته شده باشد.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    Amongst them it is taboo to eat pork.

    در میان آنان خوردن گوشت خوک حرام است.

    In some cultures, certain rituals are seen as taboo.

    در برخی از فرهنگ‌ها، برخی از مناسک به‌عنوان تابو در نظر گرفته می‌شود.

    adjective

    منع‌شده، ممنوع‌شده، نهی‌شده، حرام‌شده، قدغن‌شده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری

    His taboo beliefs often sparked heated debates.

    عقاید حرام‌شده‌ی او اغلب بحث‌های داغی را برانگیخت.

    The film tackled taboo subjects with surprising honesty.

    این فیلم با صداقت عجیبی به موضوعات ممنوع‌شده پرداخت.

    verb - transitive

    ممنوع کردن، قدغن کردن، حرام کردن

    He tabooed the use of smartphones at the dinner table.

    او استفاده از تلفن‌های هوشمند را در میز شام قدغن کرد.

    The community tabooed any mention of mental health issues.

    جامعه هرگونه اشاره به مسائل مربوط به سلامت روان را ممنوع کرد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد taboo

    1. adjective not allowed, permitted
      Synonyms:
      forbidden banned prohibited illegal outlawed restricted off limits unacceptable disapproved frowned on ruled out beyond the pale unthinkable reserved anathema unmentionable
      Antonyms:
      allowed acceptable ok mentionable
    1. noun something not allowed, permitted
      Synonyms:
      prohibition restriction regulation limitation restraint ban disapproval inhibition sanction forbiddance interdict no-no law proscription stricture reservation don’t anathema thou-shalt-not social convention religious convention superstition
      Antonyms:
      allowance mentionable

    سوال‌های رایج taboo

    گذشته‌ی ساده taboo چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده taboo در زبان انگلیسی tabooed است.

    شکل سوم taboo چی میشه؟

    شکل سوم taboo در زبان انگلیسی tabooed است.

    شکل جمع taboo چی میشه؟

    شکل جمع taboo در زبان انگلیسی taboos است.

    وجه وصفی حال taboo چی میشه؟

    وجه وصفی حال taboo در زبان انگلیسی tabooing است.

    سوم‌شخص مفرد taboo چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد taboo در زبان انگلیسی taboos است.

    صفت تفضیلی taboo چی میشه؟

    صفت تفضیلی taboo در زبان انگلیسی more taboo است.

    صفت عالی taboo چی میشه؟

    صفت عالی taboo در زبان انگلیسی most taboo است.

    ارجاع به لغت taboo

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «taboo» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/taboo

    لغات نزدیک taboo

    • - tableware
    • - tabloid
    • - taboo
    • - tabor
    • - taborer
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    fixate fix on first aid kit footprint topless Iceland blogger hourglass figure somewhat ruddy out of sorts out of stock out of style out of whack outdoor مصدر صدر عوان اوباش بازخوانی حشوآمیز برائت حلاوت تاثر تالم تحکیم کردن تذهیب تعویض تقدس خوب
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.