Twigged

American: ˈtwɪɡd British: twɪɡd
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

adverb
( twiggy ) شاخه‌دار، ترکه مانند، لاغر

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد twigged

  1. verb understand, usually after some initial difficulty
    Synonyms:
    tumbled
  1. verb to perceive and recognize the meaning of
    Synonyms:
    understood followed grasped seen read gotten accepted sensed apprehended comprehended fathomed caught conceived compassed kent savvied taken

ارجاع به لغت twigged

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «twigged» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/twigged

لغات نزدیک twigged

پیشنهاد بهبود معانی