آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

    Whore

    hɔːr hɔː

    گذشته‌ی ساده:

    whored

    شکل سوم:

    whored

    سوم‌شخص مفرد:

    whores

    وجه وصفی حال:

    whoring

    شکل جمع:

    whores

    معنی whore | جمله با whore

    noun countable

    فاحشه، کارگر جنسی، جنده، روسپی، کسو

    The World International Whores' Day is celebrated on June 2 every year to advocate for the rights of sex workers.

    روز جهانی کارگران جنسی در دوم ژوئن هر سال برای دفاع از حقوق کارگران جنسی جشن گرفته می‌شود.

    The police arrested the whore for soliciting on the corner.

    پلیس فاحشه را به جرم عرضه کردن خود و اغواگری در خیابان دستگیر کرد.

    verb - intransitive

    فاحشگی کردن، جندگی کردن، روسپی‌گری کردن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام

    She had to resort to whoring in order to support her drug addiction.

    او مجبور شد برای تأمین هزینه‌های اعتیاد به مواد مخدر به فاحشگی کردن متوسل شود.

    She decided to whore herself out for money after losing her job.

    او پس از از دست دادن شغلش تصمیم گرفت برای پول روسپی‌گری کند.

    noun countable

    فاحشه‌باز، جنده‌باز (مرد)

    It was rumored that the wealthy businessman had a secret life as a whore.

    شایعه شده بود که تاجر ثروتمند زندگی مخفیانه‌ای به عنوان فردی فاحشه‌باز داشته است.

    Despite his wife's disapproval, the man continued to act like a whore and have affairs with various women.

    این مرد علی‌رغم مخالفت همسرش، همچنان جنده‌باز بود و با زنان مختلفی رابطه داشت.

    verb - intransitive

    فاحشه‌بازی کردن، جنده‌بازی کردن (مرد)

    whoring and gambling

    جنده‌بازی و قمار

    He spent all his money last night whoring around the city.

    او دیشب در اطراف شهر تمام پولش را صرف جنده‌بازی کرد.

    verb - transitive

    قدیمی فاحشه کردن، جنده کردن، به روسپی‌گری واداشتن

    He was arrested for attempting to whore out an underage girl.

    او به جرم اقدام به به روسپی‌گری واداشتن یک دختر زیر سن قانونی دستگیر شد.

    The politician was accused of using his power to whore vulnerable young interns.

    این سیاست‌مدار متهم شد که از قدرت خود برای فاحشه کردن کارآموزان جوان آسیب‌پذیر استفاده کرده است.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد whore

    1. noun prostitute
      Synonyms:
      pro hooker slut hustler call girl escort streetwalker working girl harlot tramp fallen woman lady of the evening strumpet

    Phrasal verbs

    whore after

    هرزگی کردن، دنبال کارهای شنیع رفتن

    سوال‌های رایج whore

    گذشته‌ی ساده whore چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده whore در زبان انگلیسی whored است.

    شکل سوم whore چی میشه؟

    شکل سوم whore در زبان انگلیسی whored است.

    شکل جمع whore چی میشه؟

    شکل جمع whore در زبان انگلیسی whores است.

    وجه وصفی حال whore چی میشه؟

    وجه وصفی حال whore در زبان انگلیسی whoring است.

    سوم‌شخص مفرد whore چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد whore در زبان انگلیسی whores است.

    ارجاع به لغت whore

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «whore» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/whore

    لغات نزدیک whore

    • - whopper
    • - whopping
    • - whore
    • - whore after
    • - whoredom
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.