آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Winged

wɪŋd wɪŋd

سوم‌شخص مفرد:

wings

معنی winged | جمله با winged

adjective

بال‌دار

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

همگام سازی در فست دیکشنری

winged ants

مورچه‌های بال‌دار

birds and other winged creatures

پرندگان و دیگر جانوران بال‌دار

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد winged

  1. verb to move swiftly
    Synonyms:
    run rushed hurried dashed sprinted raced speeded darted shot zoomed bolted hustled pelted whizzed flashed barrelled whisked zipped rocketed fleeted hastened bustled bucketed hasted torn whirled sailed scoured trotted
  1. adjective having wings or as if having wings of a specified kind
    Synonyms:
    alate pennate alar pteroid
    Antonyms:
    wingless
  1. verb to move through the air with or as if with wings
    Synonyms:
    fly flapped fluttered flitted flittered sailed injured wounded

سوال‌های رایج winged

سوم‌شخص مفرد winged چی میشه؟

سوم‌شخص مفرد winged در زبان انگلیسی wings است.

ارجاع به لغت winged

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «winged» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/winged

لغات نزدیک winged

پیشنهاد بهبود معانی