آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: چهارشنبه ۱۵ مرداد ۱۴۰۴

      خاک به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / khaak /

      soil, loam, earth, marl, sod, mould

      soil

      loam

      earth

      marl

      sod

      mould

      تراب

      مواد مغذی خاک

      soil nutrients

      برای غنی‌سازی مواد مغذی خاک باغچه باید کود اضافه کنیم.

      We need to add fertilizer to enrich the nutrient content of the garden's sod.

      اسم
      فونتیک فارسی / khaak /

      earth, ground

      earth

      ground

      زمین

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      او انگشتان خود را در خاک نرم فرو برد.

      He dug his fingers into the soft earth.

      خاک نرم برای کاشت لاله‌ها عالی بود.

      The soft ground was perfect for planting tulips.

      اسم
      فونتیک فارسی / khaak /

      country, land, homeland

      country

      land

      homeland

      سرزمین

      احساس وابستگی به این خاک

      a sense of belonging to this land

      این خاک به‌خاطر فرهنگ و تاریخ غنی‌اش شناخته شده است.

      This country is known for its rich culture and history.

      اسم
      فونتیک فارسی / khaak /

      grave, tomb

      grave

      tomb

      قبر

      او کنار خاک پدرش ایستاد.

      He stood beside his father's grave.

      ملاقات‌کنندگان برای ادای احترام به مرحوم، گل روی خاک گذاشتند.

      Visitors placed flowers on the tomb to honor the deceased.

      اسم
      فونتیک فارسی / khaak /

      dust, dirt, rubbish

      dust

      dirt

      rubbish

      گردوغبار

      لایه‌ای از گرد و خاک میز را پوشانیده بود.

      The table was coated with a layer of dust.

      بر خاک چنگ می‌زد و التماس می‌کرد.

      She fell scrabbling on the dirt and begging.

      اسم
      فونتیک فارسی / khaak /

      dirt, any valueless thing

      dirt

      any valueless thing

      هرچیز بی‌ارزش

      او ابزارهای خراب را مثل خاک دور انداخت.

      He threw away the broken tools like they were dirt.

      برای او، آن شایعات چیزی جز خاک نبودند.

      To her, those rumors were nothing but dirt.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد خاک

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      اقلیم خطه زمین ارض سرزمین قلمرو
      متضاد:
      آب ماء
      مترادف:
      تراب تربت ثری طین غبرا گل

      سوال‌های رایج خاک

      خاک به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «خاک» در زبان انگلیسی به soil ترجمه می‌شود.

      خاک یکی از بنیادی‌ترین عناصر طبیعت و بستر اصلی زندگی گیاهان، و به‌تبع آن، زندگی جانوران و انسان‌هاست. این ماده‌ی ترکیبی از مواد معدنی، آلی، آب و هوا تشکیل شده و به‌طور پیوسته در چرخه‌ی طبیعی زمین شکل می‌گیرد و دگرگون می‌شود. خاک حاصل‌خیز، که معمولاً در لایه‌های سطحی زمین قرار دارد، برای کشاورزی و رشد گیاهان حیاتی است. بدون وجود خاک، تولید غذا، ذخیره‌ی آب و حتی تعادل اکولوژیکی امکان‌پذیر نبود.

      از دیدگاه علمی، خاک انواع مختلفی دارد: شنی، رسی، سیلتی، گچی و لوم. هر نوع خاک ویژگی‌ها، بافت، نفوذپذیری و میزان مواد مغذی خاص خود را دارد که تعیین‌کننده‌ی کیفیت آن برای کشت یا ساخت‌وساز است. خاک مناسب، ظرفیت نگهداری آب و تهویه‌ی مناسب برای ریشه‌ها را فراهم می‌کند و از سوی دیگر، به واسطه‌ی موجودات زنده‌ی درون آن مانند کرم‌های خاکی، فرآیند تجزیه‌ی مواد آلی و تولید مواد مغذی انجام می‌شود.

      خاک در بسیاری از فرهنگ‌ها و زبان‌ها، فقط یک ماده‌ی فیزیکی نیست، بلکه نمادی از هویت، وطن، مرگ، و بازگشت به طبیعت نیز هست. بسیاری از مراسم‌ها و باورهای سنتی، از دفن مردگان در خاک گرفته تا سوگند خوردن به خاک وطن، ریشه در این نگاه نمادین دارند. همچنین، شاعران و نویسندگان بارها از خاک به‌عنوان استعاره‌ای برای زندگی، فروتنی، و بازگشت انسان به اصل خود بهره برده‌اند.

      با این حال، امروزه خاک با تهدیدهای بزرگی مانند فرسایش، آلودگی، و بهره‌برداری بیش‌ازحد مواجه است. کشاورزی صنعتی، استفاده‌ی بیش از اندازه از کودها و سموم شیمیایی، و بی‌توجهی به چرخه‌های طبیعی باعث کاهش کیفیت خاک شده‌اند. حفاظت از خاک، بازیابی زمین‌های آسیب‌دیده، و آموزش درباره‌ی اهمیت این عنصر حیاتی، مسئولیتی مشترک برای حفظ تعادل زیستی و تداوم حیات بر روی زمین است.

      ارجاع به لغت خاک

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «خاک» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/خاک

      لغات نزدیک خاک

      • - خاطی
      • - خاقان
      • - خاک
      • - خاک‌آلود
      • - خاک آهک دار
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pisa munchkin pay it forward peerless personify puppy parenteral AI thrust air cover discover hike toddler acron floodwater زیرا زخمی زندگی کردن سخت کوش سر سرسام‌آور سرسره بازی سرطان خودکامه خوش آتیه خوش یمن خونگرم خیلی زیاد داستان زندگی سرزده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.