آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: چهارشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۴

    درد به انگلیسی

    معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / dard /

    pain, ache, agony, soreness, sting, torment, suffering, complaint, sore

    pain

    ache

    agony

    soreness

    sting

    torment

    suffering

    complaint

    sore

    بیماری، رنج، ناخوشی، عذاب

    درد شکم

    abdominal pain

    دندانم درد می‌کند.

    My tooth aches.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    درد عظیم از دست دادن فرزند

    the agony of losing one's child

    از شدت درد شیون کشید.

    She screamed in agony.

    عامیانه wrench

    wrench

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری
    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد درد

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    الم بیماری تالم داء رنج سوز سوزش عارضه کسالت مرض ناخوشی وجع
    مترادف:
    بقایا تفاله ته‌نشست ثفل راسب رسوب

    سوال‌های رایج درد

    درد به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «درد» در زبان انگلیسی به pain ترجمه می‌شود.

    درد یک تجربه‌ی حسی و عاطفی ناخوشایند است که معمولاً در پاسخ به آسیب‌های جسمی، بیماری‌ها یا شرایط نامطلوب ایجاد می‌شود. این احساس، با هدف هشدار به بدن درباره‌ی وجود مشکل یا خطر، نقش مهمی در حفظ سلامت و بقا دارد و معمولاً به عنوان یکی از علائم اصلی بسیاری از بیماری‌ها شناخته می‌شود.

    از لحاظ زیست‌شناسی، درد توسط سیستم عصبی دریافت و پردازش می‌شود؛ وقتی که بافتی دچار آسیب یا التهاب می‌شود، سیگنال‌های عصبی به مغز ارسال می‌گردد که باعث ایجاد حس درد می‌شود. این فرآیند پیچیده شامل گیرنده‌های درد (نورون‌های خاص) و مراکز مختلف مغزی است که نوع و شدت درد را تفسیر می‌کنند. درد می‌تواند به صورت حاد و کوتاه‌مدت یا مزمن و طولانی‌مدت بروز کند که هر یک نیازمند مدیریت و درمان متفاوتی است.

    از نظر روانشناسی، درد تنها یک تجربه جسمی نیست بلکه ابعاد روانی و اجتماعی نیز دارد. درد مزمن می‌تواند تأثیرات گسترده‌ای بر کیفیت زندگی فرد داشته باشد و باعث اضطراب، افسردگی و کاهش کارایی روزمره شود. همچنین، نحوه‌ی برداشت فرد از درد و توانایی او در مقابله با آن تحت تأثیر عوامل روانی و محیطی است. بنابراین، درمان درد اغلب نیازمند رویکردی چندجانبه است که به جسم و روان توجه کند.

    در فرهنگ‌ها و ادبیات، درد نمادی از رنج، مبارزه و حتی رشد و تعالی است. بسیاری از آثار هنری و ادبی به بررسی تجربه درد پرداخته‌اند و آن را به عنوان بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی انسان به تصویر کشیده‌اند. همچنین در عرفان و فلسفه، درد به عنوان معلمی سخت‌گیر شناخته می‌شود که به انسان‌ها کمک می‌کند به درک عمیق‌تری از خود و جهان برسند.

    درد مفهومی پیچیده و چندبعدی است که فراتر از یک احساس ساده‌ی جسمی، بخشی اساسی از تجربه انسانی به شمار می‌رود. شناخت بهتر مکانیزم‌ها، اثرات و روش‌های مدیریت درد، موجب بهبود کیفیت زندگی و افزایش رفاه افراد می‌شود و جایگاه ویژه‌ای در علوم پزشکی و روانشناسی دارد.

    ارجاع به لغت درد

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «درد» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/درد

    لغات نزدیک درد

    • - درخورمدیره
    • - درخورمن نیست
    • - درد
    • - درد آمدن
    • - درد اعصاب
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.