fall, miscarriage
fall
miscarriage
پزشک برای برداشتن بافتهای باقیمانده پساز سقط جنین، کورتاژ انجام داد.
The doctor performed a curettage to remove the remaining tissue after the miscarriage.
پژوهش مهری دربارهی علل سقط جنین
Mehri's research into the causes of miscarriage
dead, junk, junky, trashy, worthless, scrappy
dead
junk
junky
trashy
worthless
scrappy
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
ماشین توسط مکانیک سقط شناخته شد و او آن را با قیمت کم فروخت.
The car was considered junk by the mechanic, so he sold it for a low price.
قدیمی error, mistake
error
mistake
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «سقط» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/سقط