آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: جمعه ۱۷ مرداد ۱۴۰۴

      شدید به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      صفت
      فونتیک فارسی / shadid /

      intense, violent, severe, harsh, strong, heavy, vehement, grave, tearing, crucial, punitive, dire, keen, mighty, dour, unmitigated, tempestuous, strict, rigorous, brutal, draconian, rough, acute, terrible, rigid, fierce, stormy, desperate, vigorous, sore, poignant, rugged, tough, austere, rude, stiff, vicious, mortal, ferocious, stringent, sharp, hard

      intense

      violent

      severe

      harsh

      strong

      heavy

      vehement

      grave

      tearing

      crucial

      punitive

      dire

      keen

      mighty

      dour

      unmitigated

      tempestuous

      strict

      rigorous

      brutal

      draconian

      rough

      acute

      terrible

      rigid

      fierce

      stormy

      desperate

      vigorous

      sore

      poignant

      rugged

      tough

      austere

      rude

      stiff

      vicious

      mortal

      ferocious

      stringent

      sharp

      hard

      سخت، محکم

      دشمنی آن دو شدید بود.

      Their hostility was intense.

      پس‌از درگیری شدید، کشور خرابه شد.

      The country was left in shambles after the violent conflict.

      صفت
      فونتیک فارسی / shadid /

      extreme, intensive, deep, drastic, intemperate, consuming, intent, overpowering, excruciating, crying, hearty, abysmal, great, unconscionable, deadly

      extreme

      intensive

      deep

      drastic

      intemperate

      consuming

      intent

      overpowering

      excruciating

      crying

      hearty

      abysmal

      great

      unconscionable

      deadly

      بسیار

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      احساساتش غیرثابت و در نوسان بود؛ او در عرض چند دقیقه از شادی شدید به اندوه عمیق رسید.

      Her emotions were yo-yo, as she went from extreme happiness to deep sadness in a matter of minutes.

      کوشش‌های شدید

      intensive efforts

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      درد شدید

      extreme pain

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد شدید

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      اکید
      متضاد:
      خفیف
      مترادف:
      بسیار هنگفت
      مترادف:
      دشوار زفت
      مترادف:
      سخت
      مترادف:
      قوی محکم

      سوال‌های رایج شدید

      شدید به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «شدید» در زبان انگلیسی به intense یا severe ترجمه می‌شود؛ انتخاب دقیق واژه بستگی به زمینه‌ی استفاده دارد. برای مثال، intense معمولاً برای توصیف احساسات، رنگ‌ها، یا فعالیت‌ها به کار می‌رود، در حالی که severe بیشتر درباره‌ی شدت مشکلات، شرایط آب‌وهوایی یا بیماری‌ها به‌کار می‌آید.

      «شدید» صفتی است که برای نشان دادن درجه‌ی بالایی از قدرت، انرژی، تأثیر یا میزان مورد استفاده قرار می‌گیرد. وقتی چیزی شدید توصیف می‌شود، یعنی به‌صورت قوی، جدی یا غیرعادی احساس می‌شود یا دیده می‌شود. این ویژگی می‌تواند در زمینه‌های مختلفی از جمله شرایط فیزیکی، حالات روانی، موقعیت‌های اجتماعی یا پدیده‌های طبیعی به‌کار رود. برای مثال، یک طوفان شدید یعنی طوفانی با بادهای بسیار قوی و بارش فراوان، یا یک درد شدید اشاره به دردی دارد که بسیار آزاردهنده و غیرقابل تحمل است.

      در حوزه‌ی احساسات و روان‌شناسی، شدت احساسات می‌تواند نشان‌دهنده‌ی عمق تجربه و واکنش فرد باشد. یک هیجان شدید ممکن است شادی، خشم، ترس یا غم عمیق را شامل شود که در رفتار و تصمیم‌گیری فرد تأثیر قابل توجهی دارد. افراد با توانایی مدیریت احساسات شدید، معمولاً در شرایط بحرانی بهتر عمل می‌کنند، اما اگر این شدت کنترل نشود، ممکن است منجر به استرس یا اختلالات روانی شود. همچنین، شدت در ادبیات و هنر به‌عنوان ابزاری برای جلب توجه و ایجاد تأثیر عاطفی به کار می‌رود.

      در مسائل پزشکی و علمی، «شدید» به معنای وخامت یا اهمیت زیاد یک وضعیت است. برای نمونه، یک بیماری شدید نیازمند مراقبت فوری و جدی است، یا یک واکنش آلرژیک شدید می‌تواند تهدید کننده‌ی زندگی باشد. بنابراین، این واژه در گزارش‌های پزشکی و بهداشتی برای توصیف شرایط بحرانی یا اورژانسی کاربرد فراوان دارد. پزشکان و پرستاران معمولاً با استفاده از این اصطلاح، میزان فوریت درمان یا نوع مداخله لازم را مشخص می‌کنند.

      از نظر اجتماعی و فرهنگی، مفهوم شدت در رفتارها و وقایع روزمره نیز دیده می‌شود. مثلاً یک اختلاف شدید میان دو گروه می‌تواند به نزاع یا بحران منجر شود، یا یک مسابقه‌ی ورزشی شدید نشان‌دهنده‌ی رقابتی فشرده و هیجان‌انگیز است. شدت در این زمینه‌ها معمولاً همراه با احساسات قوی، انرژی بالا و تغییرات چشمگیر است که توجه افراد را به خود جلب می‌کند و در حافظه‌ی جمعی باقی می‌ماند.

      واژه‌ی «شدید» نشان‌دهنده‌ی یک حالت یا ویژگی است که فراتر از حد معمول است و غالباً نیازمند توجه ویژه یا واکنش مناسب است. چه در زمینه‌ی طبیعت، احساسات، شرایط جسمی یا اجتماعی، شدت نقش مهمی در تعیین کیفیت و پیامدهای رویدادها و تجربیات ایفا می‌کند. بنابراین، درک و استفاده‌ی درست از این واژه می‌تواند در ارتباطات روزمره و تخصصی بسیار موثر باشد.

      ارجاع به لغت شدید

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «شدید» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/شدید

      لغات نزدیک شدید

      • - شده
      • - شدیار
      • - شدید
      • - شدید ترین
      • - شدید شدن
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.