آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۳

      محل به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / mahal(l) /

      place, locality, post, vacancy, stand, credit, allocation, locus, where, whereabouts, situation, position, zone, station, location, point, slot, spot, venue, lieu, stead, vacancy, site, -age, -ery, -ory, loco-

      place

      locality

      post

      vacancy

      stand

      credit

      allocation

      locus

      where

      whereabouts

      situation

      position

      zone

      station

      location

      point

      slot

      spot

      venue

      lieu

      stead

      vacancy

      site

      -age

      -ery

      -ory

      loco-

      جا، مکان

      میخانه‌ها محل آمدوشد شبانه‌ی او بودند.

      Taverns were the places to which he resorted in the evening.

      نقشه محل مزار او را نشان می‌دهد.

      The map indicates the location of his tomb.

      اسم
      فونتیک فارسی / mahal(l) /

      عامیانه city quarter, neighborhood

      city quarter

      neighborhood

      محله

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      او کتاب‌های خود را به کتابخانه‌ی محل اهدا کرد.

      He donated his books to a neighborhood library.

      محل ساکت و آرام است.

      The neighborhood is quiet and peaceful.

      اسم
      فونتیک فارسی / mahal(l) /

      attention, heed

      attention

      heed

      توجه

      احمد و دارودسته‌ی شاعرش به دیگران محل نگذاشتند.

      Ahmad and his clique of poetasters did not pay attention to anyone else.

      او به توصیه‌ی من محل نذاشت.

      He paid no heed to my advice.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد محل

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      جایگاه جا حله ربع ماوا مسکن مقام مکان موقعیت موضع نقطه
      مترادف:
      محلت کوی برزن محله سرگذر
      مترادف:
      اعتنا توجه
      مترادف:
      موقع وقت هنگام
      مترادف:
      ارز ارزش قدر منزلت
      مترادف:
      اعتبار موجودی
      مترادف:
      فرصت مجال مهلت
      مترادف:
      حد اندازه
      مترادف:
      مورد
      مترادف:
      تنا

      ارجاع به لغت محل

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «محل» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/محل

      لغات نزدیک محل

      • - محکومیت آمیز
      • - محکومیت ابدی
      • - محل
      • - محل آب خوردن جانوران
      • - محل آدمکشی
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.