آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: شنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۴

    پیر به انگلیسی

    معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

    صفت
    فونتیک فارسی / pir /

    old, aged, aging, ageing, elderly, advanced in years, superannuated, senescent, decrepit

    old

    aged

    aging

    ageing

    elderly

    advanced in years

    superannuated

    senescent

    decrepit

    سالمند

    برادرت خیلی پیر شده است.

    Your brother has aged a lot.

    او پیر است؛ مضاف بر این مریض است.

    He is old; also, he is sick.

    اسم
    فونتیک فارسی / pir /

    oldster, aged person, old person, nestor, wise, old counsellor, sire

    oldster

    aged person

    old person

    nestor

    wise

    old counsellor

    sire

    فرد سالمند

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    پیر داستان‌هایی از جوانی‌اش تعریف کرد.

    The oldster shared stories from his youth.

    یک فرد پیر به مراقبت و توجه بیشتری نیاز دارد.

    An aged person needs more care and attention.

    اسم
    فونتیک فارسی / pir /

    spiritual guide, saint, elder, sage, preceptor

    spiritual guide

    saint

    elder

    sage

    preceptor

    شیخ

    پیر، پیروان را در مسیر روشن‌بینی هدایت کرد.

    The spiritual guide led the followers on a path of enlightenment.

    پیر در کوه‌ها زندگی ساده‌ای داشت.

    The saint lived a simple life in the mountains.

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد پیر

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    جاافتاده سالخورده سالدیده سالمند کهنسال مسن معمر
    متضاد:
    برنا جوان
    مترادف:
    پاتال فرتوت ناتوان
    متضاد:
    مرید
    مترادف:
    ابدال اوتاد خضر شیخ قدیس قطب مراد مرشد
    مترادف:
    پیشوا قاید

    سوال‌های رایج پیر

    پیر به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «پیر» در زبان انگلیسی به old یا elderly ترجمه می‌شود، که بسته به زمینه و نوع استفاده، ممکن است یکی از این دو کاربرد داشته باشد.

    «پیر» به فرد در دوره‌ای از زندگی اشاره دارد که انسان سن بالایی دارد و معمولا با تجربه، خرد و گاهی ضعف جسمانی همراه است. پیری مرحله‌ای طبیعی از زندگی است که برای همه انسان‌ها اتفاق می‌افتد و شامل تغییرات جسمی، روانی و اجتماعی می‌شود. در این دوره، افراد معمولا به دلیل گذر زمان دچار کاهش توانایی‌های فیزیکی و انرژی می‌شوند، اما در عین حال بسیاری از آن‌ها دارای دانش، تجربه و دیدگاه‌های ارزشمندی هستند که می‌تواند برای جامعه بسیار مفید باشد.

    در بسیاری از فرهنگ‌ها، «پیر» بودن با احترام و ارزش‌گذاری همراه است. افراد پیر به عنوان نگهبانان سنت‌ها، تاریخ و حکمت شناخته می‌شوند و نقش مهمی در خانواده‌ها و اجتماعات ایفا می‌کنند. آنها منبع مشورت و راهنمایی برای نسل‌های جوان‌تر هستند و حضورشان به حفظ پیوستگی فرهنگی و انتقال ارزش‌ها کمک می‌کند. البته، نگرش‌ها نسبت به پیری در جوامع مختلف متفاوت است؛ در برخی فرهنگ‌ها ممکن است پیری به عنوان نشانه ضعف یا از کار افتادگی دیده شود، در حالی که در فرهنگ‌های دیگر به آن به چشم فرصتی برای آرامش و تفکر عمیق نگریسته می‌شود.

    از نظر علمی، پیری فرآیندی زیستی است که با تغییرات سلولی و متابولیکی همراه است و به مرور زمان باعث کاهش کارایی اندام‌ها و سیستم‌های بدن می‌شود. پژوهش‌ها در حوزه‌های مختلف پزشکی و زیست‌شناسی به دنبال راه‌هایی برای بهبود کیفیت زندگی در سنین بالا و کند کردن روند پیری هستند. همچنین، در دورانی که فرد پیر است، مراقبت‌های پزشکی، تغذیه مناسب و فعالیت‌های فیزیکی و ذهنی منظم نقش مهمی در حفظ سلامت و شادابی دارند.



    ارجاع به لغت پیر

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «پیر» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/پیر

    لغات نزدیک پیر

    • - پیدایش
    • - پیدایی
    • - پیر
    • - پیر بهار
    • - پیر دختر
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.