آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: شنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۴

      پست به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      صفت
      فونتیک فارسی / past /

      low, low-lying, bottom land, unelevated, sunken, depressed, concave

      low

      low-lying

      bottom land

      unelevated

      sunken

      depressed

      concave

      کم‌ارتفاع

      مه در مناطق پست وجود خواهد داشت.

      There will be fog in low-lying areas.

      بهتر است از مناطق با زهکشی بد و پست اجتناب شود.

      Badly drained and low-lying areas are best avoided.

      صفت
      فونتیک فارسی / past /

      low, shoddy, common, inferior, second-rate, second-class, cheap-jack, crummy, coarse, pelting, scrubby, shitty, chintzy

      low

      shoddy

      common

      inferior

      second-rate

      second-class

      cheap-jack

      crummy

      coarse

      pelting

      scrubby

      shitty

      chintzy

      دارای کیفیت پایین

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      کالا (یا اجناس) پست

      common ware

      مراسلات ارسالی با پست ارزان قیمت (درجه‌ی دو)

      second-class matter

      صفت
      فونتیک فارسی / past /

      wretch, base, wormy, wretched, abject, effete, raffish, mingy, vile, ignoble, menial, mangy, servile, gross, lowlife, sordid, lowdown, scapegrace, villainous

      wretch

      base

      wormy

      wretched

      abject

      effete

      raffish

      mingy

      vile

      ignoble

      menial

      mangy

      servile

      gross

      lowlife

      sordid

      lowdown

      scapegrace

      villainous

      (آدم) فرومایه

      رذل پست فطرت

      a lowdown rascal

      حرص و آز شخصیت او را پست کرده بود.

      Greed had debased his character.

      اسم
      فونتیک فارسی / post /

      mail, post

      mail

      post

      روشی برای فرستادن نامه و مرسولات پُستی

      بسته را با پست درجه‌یک (برخوردار از اولویت) ارسال کردم تا از تحویل سریع مطمئن شوم.

      I sent the package via first-class mail to ensure quick delivery.

      با پست هوایی فرستادم.

      I sent it airmail.

      اسم
      فونتیک فارسی / post /

      post, base, station

      post

      base

      station

      نگهبان، پاسدار

      پست در دروازه توسط یک افسر هوشیار اداره می‌شد.

      The post at the gate was manned by a vigilant officer.

      پست برای حفظ ایمنی بسیار مهم بود.

      The post was crucial for maintaining safety.

      اسم
      فونتیک فارسی / post /

      job, position

      job

      position

      منصب، شغل

      یک پست خالی در شرکت او

      a vacant position in his company

      در اداره‌ی ما چند پست خالی وجود دارد.

      There are several jobs in our office.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد پست

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      برید پیک چاپار
      مترادف:
      قراول کشیک
      مترادف:
      خدمت شغل مقام
      مترادف:
      جایگاه منزل موضع
      مترادف:
      پاسگاه
      مترادف:
      بی‌سروپا پست‌فطرت دون همت رذل ناکس
      متضاد:
      شریف
      مترادف:
      بخیل کنس لئیم لچر
      مترادف:
      قصیر کم ارتفاع کوتاه
      مترادف:
      بی‌قدر بی‌مقدار حقیر خوار دنی دون ذلیل زبون سفله فرومایه متذلل
      مترادف:
      نازل
      مترادف:
      جلب رذیل
      مترادف:
      محقر
      مترادف:
      پایین کوچک
      مترادف:
      مبتذل وضیع

      سوال‌های رایج پست

      پست به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «پست» در زبان انگلیسی به post ترجمه می‌شود.

      «پست» یکی از واژگان چندمعنایی در زبان فارسی است که در بافت‌ها و زمینه‌های گوناگون، مفاهیم متفاوتی به خود می‌گیرد. این واژه می‌تواند اشاره به سامانه‌ی ارسال نامه و مرسوله، جایگاه شغلی یا مقام اداری، مطلب منتشرشده در فضای مجازی، یا حتی صفتی با بار منفی اخلاقی داشته باشد. در زبان انگلیسی نیز واژه‌ی post همین انعطاف معنایی را دارد و بسته به کاربرد، می‌تواند معادل‌هایی مانند mail, job position, blog post, یا publish داشته باشد.

      در مفهوم نخست، «پست» به‌معنای خدمات پستی و تبادل نامه‌ها و بسته‌ها میان افراد و نهادهاست. سازمان پست در جوامع مختلف یکی از ارکان ارتباطی مهم بوده و با وجود گسترش ابزارهای دیجیتال، همچنان نقشی حیاتی در ارسال اسناد فیزیکی، مرسولات رسمی و کالاها دارد. مفاهیمی مانند صندوق پست، تمبر پستی، کد پستی و بسته‌ی پستی همگی زیرمجموعه‌ی این کاربرد هستند.

      در حوزه‌ی اداری و سازمانی، «پست» به‌عنوان جایگاه یا مقام شغلی فرد در یک نهاد یا شرکت معنا پیدا می‌کند. برای مثال، گفته می‌شود «پست مدیریت منابع انسانی» یا «پست کارشناس حقوقی». این معنا با مفاهیمی همچون ساختار سازمانی، شرح وظایف، و ارتقای شغلی گره خورده است. در زبان انگلیسی، این نوع «پست» معمولاً با واژه‌هایی مانند position یا role بیان می‌شود.

      با گسترش فضای مجازی و رسانه‌های اجتماعی، «پست» معنای جدیدی به خود گرفته و به مطلب یا محتوایی گفته می‌شود که در شبکه‌های اجتماعی، وبلاگ‌ها یا سایت‌ها منتشر می‌شود. کاربران پست می‌گذارند، آن‌ها را لایک می‌کنند، به اشتراک می‌گذارند و برایشان کامنت می‌نویسند. در این زمینه، post دقیقاً همین معنا را در زبان انگلیسی دارد و یکی از واژگان بسیار رایج دنیای دیجیتال به‌شمار می‌رود.

      واژه‌ی «پست» با اینکه از نظر ظاهر ساده به نظر می‌رسد، اما دنیایی از معانی و کاربردها را در خود جای داده است. این چندلایگی زبانی، قدرت انعطاف و غنای فرهنگی واژگان فارسی را نشان می‌دهد. تشخیص معنای درست آن، همیشه به زمینه و نوع کاربرد بستگی دارد.

      ارجاع به لغت پست

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «پست» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/پست

      لغات نزدیک پست

      • - پساویز صحنه
      • - پسایند
      • - پست
      • - پست امدادی
      • - پست انگاری
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.