گذشتهی ساده:
comportedشکل سوم:
comportedسومشخص مفرد:
comportsوجه وصفی حال:
comportingرفتار کردن
Students are expected to comport themselves in an ethical manner throughout their academic careers and beyond.
از دانشجویان انتظار میرود در طول دوران تحصیلی و پساز آن، به شیوهای اخلاقی رفتار کنند.
He always tries to comport himself with dignity, even in difficult situations.
او همیشه سعی میکند حتی در شرایط دشوار، باوقار رفتار کند.
He comported himself like a gentleman.
او مثل آقا رفتار کرد.
انگلیسی آمریکایی مطابقت داشتن، جور بودن، سازگار بودن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The new regulations comport with the international safety standards.
مقررات جدید با استانداردهای ایمنی بینالمللی سازگار است.
Researchers must ensure that their experimental methodologies comport with ethical guidelines for human subjects.
پژوهشگران باید اطمینان حاصل کنند که روشهای تجربی آنها با دستورالعملهای اخلاقی مربوط به سوژههای انسانی مطابقت دارد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «comport» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/comport