Drank

dræŋk dræŋk
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • مصدر:

    drink
  • شکل سوم:

    drunk
  • سوم‌شخص مفرد:

    drinks
  • وجه وصفی حال:

    drinking

معنی و نمونه‌جمله

adverb
زمان گذشته ساده فعل Drink

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار آی او اس فست دیکشنری
- She drank two cups of tea.
- او دو فنجان چای خورد.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد drank

  1. verb propose a toast to
    Synonyms:
    saluted toasted pledged
  1. verb take in liquids
    Synonyms:
    consumed swallowed took gulped downed absorbed sucked lapped inhaled imbibed drafted swilled boozed tippled caroused housed quaffed supped swigged brewed toasted gargled snorted spiked punched saluted
  1. verb consume alcohol
    Synonyms:
    imbibed downed swilled swigged tippled nipped boozed caroused soaked fuddled dissipated
  1. verb to take into the mouth and swallow (a liquid)
    Synonyms:
    imbibed belted swigged supped quaffed

ارجاع به لغت drank

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «drank» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/drank

لغات نزدیک drank

پیشنهاد بهبود معانی