آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Gurgle

ˈɡɜrːɡl ˈɡɜːɡl

توضیحات:

همچنین می‌توان از guggle به‌ جای gurgle استفاده کرد.

معنی gurgle | جمله با gurgle

noun verb - intransitive

غرغره، شرشر، غرغره کردن، جوشیدن، شرشر کردن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری

Boiling water gurgles.

آب جوش غل‌غل می‌کند.

Water gurgled between the rocks.

آب از میان سنگ‌ها می‌جوشید.

نمونه‌جمله‌های بیشتر

the gurgle of the fountain

صدای شرشر فواره

the gurgle of boiling milk

غل‌غل شیر در حال جوشیدن

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد gurgle

  1. noun, verb burble, murmur

ارجاع به لغت gurgle

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «gurgle» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/gurgle

لغات نزدیک gurgle

پیشنهاد بهبود معانی