Make Fun Of

آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • phrasal verb B2
    مسخره کردن، دست انداختن
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد make fun of

  1. verb poke fun at
    Synonyms: burlesque, deride, heckle, kid, lampoon, make sport of, mock, parody, ridicule, satirize, tease

ارجاع به لغت make fun of

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «make fun of» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ تیر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/make-fun-of

لغات نزدیک make fun of

پیشنهاد بهبود معانی