آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲ تیر ۱۴۰۵

      Step-down

      ˈstepˈdaʊn stepdaʊn

      شکل جمع:

      step-downs

      توضیحات:

      همچنین در حالت جمع می‌توان از step downs یا stepdowns به‌جای step-downs استفاده کرد.

      معنی step-down | جمله با step-down

      noun uncountable

      کاهش، تقلیل، پسرفت

      همچنین می‌توان از step down یا stepdown استفاده کرد.

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      The company's latest decision represents a step-down in employee benefits.

      تصمیم اخیر شرکت نشان‌دهنده‌ی کاهش مزایای کارکنان است.

      We experienced a step-down in sales during the winter months.

      ما در ماه‌های زمستان کاهش فروش را تجربه کردیم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The policy change will be seen as a step-down for public services.

      تغییر سیاست به‌عنوان یک پسرفت برای خدمات عمومی دیده خواهد شد.

      adjective

      برق کاهنده‌ی ولتاژ

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      Use a step-down converter when connecting a 230V supply to a 110V device.

      هنگام اتصال منبع ۲۳۰ ولت به یک دستگاه ۱۱۰ ولتی از یک مبدل کاهنده‌ی ولتاژ استفاده کنید.

      A step-down adapter is necessary when using imported appliances rated for lower voltage.

      هنگام استفاده از لوازم وارداتی که برای ولتاژ پایین‌تر طراحی شده‌اند، یک آداپتور کاهنده‌ی ولتاژ ضروری است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      They replaced the faulty step-down module to restore proper power supply to the system.

      آن‌ها ماژول کاهنده‌ی ولتاژ معیوب را جایگزین کردند تا تغذیه‌ی مناسب سیستم بازیابی شود.

      adjective

      پزشکی (مراقبت یا خدمات) کاهش‌یافته، گام‌به‌گام

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

      مشاهده

      After 48 hours in the ICU, the patient was transferred to the step-down unit.

      پس‌از ۴۸ ساعت بستری در ICU، بیمار به واحد مراقبت کاهش‌یافته منتقل شد.

      She was placed on step-down respiratory support after being extubated.

      پس‌از خارج کردن لوله‌ی تنفسی، او تحت حمایت تنفسی کاهش‌یافته قرار گرفت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد step-down

      1. verb reduce the level or intensity or size or scope of
        Synonyms:
        weaken de-escalate
        Antonyms:
        escalate
      1. noun the act of decreasing or reducing something
        Synonyms:
        reduction decrease diminution
        Antonyms:
        increase
      1. verb give up or retire from a position
        Synonyms:
        quit leave resign go leave office get out abdicate

      ارجاع به لغت step-down

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «step-down» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/step-down

      لغات نزدیک step-down

      • - step wise
      • - step-by-step approach
      • - step-down
      • - step-in
      • - step-up
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hoot human resources planning huxley ian icefall if need be ifs and buts ill nature ill-fated immensity immense asset importance in due course in line of duty in style چغاله‌بادام چوریزو حائز حراست‌نشده پارچه‌ی موج‌دار چه حیف حشره‌شناسی سپرزدارو حضور مطلق خمیر یوفکا دل‌نشین دورودراز عاقبت عجله گریختن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.