ترجمه و بهبود متون فارسی و انگلیسی با استفاده از هوش مصنوعی (AI)

Valentine

ˈvæləntaɪn ˈvæləntaɪn
آخرین به‌روزرسانی:

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • noun countable
    محبوبه، محبوب، معشوقه، معشوق، دلبر، جانان (به‌ویژه دلبر روز ولنتاین)
    • - My valentine surprised me with a bouquet of roses.
    • - دلبرم من را با یک دسته‌گل رز غافلگیر کرد.
    • - She is my valentine, and I cherish every moment we spend together.
    • - او معشوقه‌ی من است و من هر لحظه‌ای را که با هم می‌گذرانیم را گرامی می‌دارم.
  • noun countable
    کارت تبریک یا هدیه‌ی روز ولنتاین (۱۴ فوریه)
    • - I bought a valentine for my girlfriend.
    • - من برای دوست‌دخترم هدیه‌ی ولنتاین خریدم.
    • - I can't wait to see what valentine I receive this year.
    • - نمی‌توانم صبر کنم تا ببینم امسال چه کارت تبریکی برای ولنتاین دریافت می‌کنم.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد valentine

  1. noun A love note or poem
    Synonyms: card, letter, Valentine's Day card, St. Valentine's Day greeting, gift, love verse, sweetheart
  2. noun A sweetheart
    Synonyms: lover, beloved, boyfriend, girlfriend

ارجاع به لغت valentine

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «valentine» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ مرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/valentine

لغات نزدیک valentine

پیشنهاد بهبود معانی