شکل جمع:
westsصفت تفضیلی:
westerصفت عالی:
westestغرب، باختر، مغرب (جهت جغرافیایی)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی متوسط
This train goes west.
این قطار بهسوی غرب رهسپار است.
The prevailing winds in this region typically originate from the west, influencing local weather patterns significantly.
بادهای غالب در این منطقه معمولاً از باختر سرچشمه میگیرند و بهطور قابل توجهی بر الگوهای آبوهوایی محلی تأثیر میگذارند.
غربی، غرب، باختری، باختر، مغربی، مغرب
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The architectural styles prevalent in the western regions of the country often incorporate elements designed to withstand strong prevailing winds.
سبکهای معماری رایج در مناطق غربی کشور اغلب شامل عناصری است که برای مقاومت در برابر بادهای غالب قوی طراحی شدهاند.
a west wind
باد باختری
The west side of the building gets the most sunlight in the afternoon.
سمت غربی ساختمان بعدازظهر بیشترین نور خورشید را دریافت میکند.
West Germany
آلمان غربی
بهسمت غرب
We drove west for about two hours before reaching the coast.
ما حدود دو ساعت بهسمت غرب رانندگی کردیم تا به ساحل رسیدیم.
The prevailing winds typically blow west across the Atlantic Ocean, influencing weather patterns in Europe.
بادهای غالب معمولاً بهسمت غرب در سراسر اقیانوس اطلس میوزند و بر الگوهای آبوهوایی اروپا تأثیر میگذارند.
بخش غربی (از یک منطقه)
in the west of Iran
در بخش غربی ایران
Analysis of historical migration routes suggests a consistent eastward movement of populations from the west of the continent.
تحلیل مسیرهای مهاجرت تاریخی نشاندهندهی حرکت مداوم جمعیتها بهسمت شرق از بخش غربی قاره است.
four miles west of here
در چهار مایلی بخش غربی اینجا
1- به باختر رفتن 2- مردن، از میان رفتن، نابود شدن
1- به باختر رفتن 2- مردن، از میان رفتن، نابود شدن
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «west» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/west