آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۵ مهر ۱۴۰۵

      West

      west west

      شکل جمع:

      wests

      صفت تفضیلی:

      wester

      صفت عالی:

      westest

      توضیحات:

      شکل نوشتاری دیگر این لغت: West

      مخفف این لغت W و .W است.

      معنی west | جمله با west

      noun uncountable A2

      غرب، باختر، مغرب (جهت جغرافیایی)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده
      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      This train goes west.

      این قطار به‌سوی غرب رهسپار است.

      The prevailing winds in this region typically originate from the west, influencing local weather patterns significantly.

      بادهای غالب در این منطقه معمولاً از باختر سرچشمه می‌گیرند و به‌طور قابل توجهی بر الگوهای آب‌وهوایی محلی تأثیر می‌گذارند.

      adjective A2

      غربی، غرب، باختری، باختر، مغربی، مغرب

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بازنویسی‬ با هوش مصنوعی

      The architectural styles prevalent in the western regions of the country often incorporate elements designed to withstand strong prevailing winds.

      سبک‌های معماری رایج در مناطق غربی کشور اغلب شامل عناصری است که برای مقاومت در برابر بادهای غالب قوی طراحی شده‌اند.

      a west wind

      باد باختری

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The west side of the building gets the most sunlight in the afternoon.

      سمت غربی ساختمان بعدازظهر بیشترین نور خورشید را دریافت می‌کند.

      West Germany

      آلمان غربی

      adverb A2

      به‌سمت غرب

      We drove west for about two hours before reaching the coast.

      ما حدود دو ساعت به‌سمت غرب رانندگی کردیم تا به ساحل رسیدیم.

      The prevailing winds typically blow west across the Atlantic Ocean, influencing weather patterns in Europe.

      بادهای غالب معمولاً به‌سمت غرب در سراسر اقیانوس اطلس می‌وزند و بر الگوهای آب‌وهوایی اروپا تأثیر می‌گذارند.

      noun uncountable A2

      بخش غربی (از یک منطقه)

      in the west of Iran

      در بخش غربی ایران

      Analysis of historical migration routes suggests a consistent eastward movement of populations from the west of the continent.

      تحلیل مسیرهای مهاجرت تاریخی نشان‌دهنده‌ی حرکت مداوم جمعیت‌ها به‌سمت شرق از بخش غربی قاره است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      four miles west of here

      در چهار مایلی بخش غربی اینجا

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد west

      1. noun Western Hemisphere
        Synonyms:
        the Americas North and South America new-world westabout
      1. noun European and American Culture
        Synonyms:
        Western civilization occident Christian society
      1. noun Western United States; especially the cowboy and mining culture
        Synonyms:
        western United States far west southwest northwest the range the prairies cow-country the wide open spaces Rocky Mountain country buffalo range wild-and-woolly country where men are men mae-west
      1. adjective situated in or facing or moving toward the west
        Synonyms:
        westerly westward facing west westernly in the west westernmost
        Antonyms:
        east
      1. noun The countries of (originally) Europe and (now including) North America and South America
        Synonyms:
        occident westward sunset w due west
      1. noun English painter (born in America) who became the second president of the Royal Academy (1738-1820)
        Synonyms:
        benjamin west
      1. noun British writer (born in Ireland) (1892-1983)
        Synonyms:
        Rebecca West Dame Rebecca West Cicily Isabel Fairfield
      1. adverb
        Synonyms:
        westwardly

      Collocations

      go west

      1- به باختر رفتن 2- مردن، از میان رفتن، نابود شدن

      Idioms

      go west

      1- به باختر رفتن 2- مردن، از میان رفتن، نابود شدن

      لغات هم‌خانواده west

      noun
      west, western, westerner, westerly, westernization
      adjective
      west, westerly, western, westbound, westernized, westward
      verb - transitive
      westernize
      adverb
      west

      ارجاع به لغت west

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «west» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/west

      لغات نزدیک west

      • - wesleyan
      • - wessex
      • - west
      • - west bengal
      • - west berlin
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      تفاوت science و knowledge چیست؟

      تفاوت nephew و niece چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      irritating morphology grift shoot the breeze stoke incorporate good-looking resurgence wrong bl for instance ask around co-heir high-handed by-product قلاب ماهی گیری زیرپیراهنی دخالت کردن زیرروال سبزینه جاکش دریابان سپهسالار همدان شبانه گردان مغایر حفظ راجع‌‌به زمین فوتبال
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.