جاوا اسکریپت در مرورگر شما غیر فعال است و برای استفاده از تمام امکانات فست دیکشنری باید آن را فعال کنید.
تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی
تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی
شروع تست
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
ورود یا ثبتنام
دیکشنری
مترجم
نرمافزارها
نرمافزار اندروید
مشاهده
نرمافزار آیاواس
مشاهده
افزونهی کروم
مشاهده
ابزارها
ابزار بهبود گرامر
ابزار بازنویسی
ابزار توسعه
ابزار خلاصه کردن
ابزار تغییر لحن
ابزار تبدیل آدرس
وبلاگ
پشتیبانی
خرید اشتراک
لغات من
الف
ب
پ
ت
ث
ج
چ
ح
خ
د
ذ
ر
ز
ژ
س
ش
ص
ض
ط
ظ
ع
غ
ف
ق
ک
گ
ل
م
ن
و
ه
ی
لیست الفبای فارسی: حرف "ع" (صفحه 6)
علی الاصول
علی الاطلاق
علی البدل
علی التحقیق
علی التوالی
علی الحساب
علی الخصوص
علی السویه
علی الصباح
علی الطلاق
علی الطلوع
علی الظاهر
علی العجاله
علی العمیا
علی الله
علی ای حال
علی بابا
علی بر
علی حده
علی رغم
علی رغم آن
علی سیاه کاری
علی سیاهکاری
علی ورجه
علیا
علیا مخدره
علیاحضرت
علیت
علیحده جداگانه
علیق
علیق رسان
علیک برتو
علیل
علیل المزاج
علیل شدن
علیل کردن
علیل مزاج
علیلی
علیم
علیه
علیه السلام
علیه اللعنه
علیه براو
علیه کسی حرف زدن
علیها
علیهذا
علیهم برایشان
عم
عماد
عمادالدین
عمارت
عمارت جلوی دریا
عمارت کلاه فرنگی
عمارت مجلل
عماری
عمال
عمامه
عمامه دار
عمان
عمد
عمدا
عمدا انجام دادن
عمدا دانسته
عمدا منهدم شدن
عمدتا
عمده
عمده فروختن
عمده فروش
عمده فروشی
عمده فروشی کردن
عمدی
عمر
عمر خود را کرده
عمر خیام
عمر دراز
عمر دوباره
عمر طولانی
عمر طولانی تر کردن
عمر کردن
عمر مفید
عمر نو یافته
عمر و زید
عمران
عمران آبادانی
عمرانی
عمرش وفا نکرد
عمرش وفانکرد
عمری
عمق
عمق آب
عمق پیما
عمق پیمایی
عمق سنجی
عمق سنجی کردن دریا
عمق فکری
عمق یابی نشده با ژرفا سنج
عمق یابی نشده با شاقول
عمقی
عمل
عمل آب دادن فلزات
عمل آسیاب کردن
عمل آشامیدن
عمل آغاز کردن
عمل آگهی دادن
عمل آمدن
عمل آمده
عمل آمیختن
عمل آوردن
عمل اجاره دادن
عمل احمقانه
عمل از دست رفتن
عمل ازدست دادن
عمل اطمینان دادن
عمل اعلام کردن
عمل افتادن
عمل افراشتن
عمل افراط آمیز
عمل انبوه سازی
عمل انتفاعی
عمل انجام شده
عمل انعکاس
عمل اهرم
عمل با چنگال گرفتن
عمل بار کردن
عمل بد
عمل بریدن
عمل بزرگوارانه
عمل بستری کردن
عمل بلااعتبار
عمل بلند کردن
عمل بلند کردن بازور
عمل به مثل
عمل به مثل کردن
عمل بی مورد
عمل پاشیدن
عمل پاک کردن
عمل پرفیس و افاده
عمل پیشتر بودن
عمل تحریک آمیز
عمل تراشیدن
عمل تسلیم شدن
عمل تصادفی
عمل تفریق
عمل تقسیم را انجام دادن
عمل تکرار شده
عمل جراحی
عمل جراحی کردن
عمل چاپ کردن
عمل چرخاندن
عمل چرخیدن
عمل چلاندن
عمل حاکی از زود باوری
عمل حاکی از مهربانی
عمل خشونت آمیز
عمل خصمانه
عمل خصومت آمیز هنگام عزیمت
عمل خلاف
عمل خلاف قانون
عمل خودانگیخته
عمل خیانت آمیز
عمل دریدن
عمل دم کردن
عمل دمزنی
عمل دویدن
عمل ریاکارانه
عمل ریختن
عمل زدن
عمل زشت
عمل زندانی کردن
عمل ساختن
عمل ستبرسازی
عمل سر خوردن
عمل سزارین
عمل سنجشی
عمل سوراخ کردن
عمل سوزاندن و خاکستر کردن
عمل شرارت آمیز
عمل شستن
عمل شنیع
عمل شنیع کردن
عمل شوخی آمیز
عمل ضخیم سازی
عمل ضرب
عمل ظالمانه
عمل عبث
عمل عرضه داشتن
عمل غلیظ سازی
عمل غیر قانونی
عمل غیرقانونی
عمل غیرمستقیم
عمل فرض کردن
عمل قاپیدن
عمل قبیح
عمل قرار دادن
عمل قرض دادن
عمل قلب
عمل قمارآمیز
عمل کباب کردن
عمل کرایه دادن
عمل کردن
عمل کردن با بی دقتی
عمل کردن با جرات
عمل کردن با خشونت
عمل کردن با غلو و احساسات
عمل کردن بر ضد چیزی
عمل کردن به
عمل کردن به عنوان چیزی
عمل کردن به قول
عمل کردنی
عمل کشیدن
عمل گرا
عمل گرایانه
عمل گرایی
عمل گرفتن
عمل گستاخانه
عمل گشودن
عمل گمراه کننده
عمل لوزه
عمل لوله کشی
عمل له کردن
عمل مالیدن
عمل متقابل
عمل متقابل کردن
عمل مخلوط کردن
عمل مدارا آمیز
عمل مستهجن
عمل مطمئن بودن
عمل مطمئن کردن
عمل مکیدن
عمل منافی عفت
عمل مودبانه
عمل نابجا
عمل نابکارانه
عمل ناپرهیزکارانه
عمل ناشایست
عمل ناشایسته
عمل نامشروع
عمل نسنجیده
عمل نشان دادن
عمل نظافت کردن
عمل نقل قول کردن
عمل ننگ آور
عمل نیامده
عمل نیک
عمل نیک در حق کسی کردن
عمل وارد کردن کالا
عمل وحشیانه
عمل وقاحت آمیز
عمل هدیه دادن
عمل هم زدن
عمل هم کشیدن چشمان
عملا
عملا امتحان کردن
عملا بی سواد
عملکرد
عملکرد ماشین
عملکردی
عملگی
عملگی کردن
عمله
عمله ها
عملی
عملی بودن
عملیات
عملیات اکتشافی
عملیات پدافندی
عملیات تخریبی
عملیات جنگی
عملیات چشمگیر
عملیات ضد شورش
عملیات طرح ریزی شده
عملیات قهرمانی
عملیات نظامی
عملیاتی
عمو
عمود
عمود بر درازای کشتی
عمود بودگی
عمودا
عمودی
عموزاده
عموقلی
عموم
عموما
عمومانند
عمومی
عمومی کردن
عمومی کردن برای رفع تبعیض
عمومیت
عمومیت دادن
عموی هلندی
عمه
عمه زاده
عمید
عمیق
عمیق شدن
عمیق کردن
عمیق گود
عمیق و پرطنین
عمیقا
‹
1
2
3
4
5
6
7
8
›
لغات تصادفی
اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!
venire
DNA
radar
affordance
forensic
doughty
diary
thief
spatial
over there
zip
led
wedge
came
synapse
روزمرگی
روخوانی
روحیه دادن
روانپزشک
رنگی
رقابت آمیز
رفتار
رشد
رزمجو
رزرو
راهراه
گلابی
ماه
فاسد
عرض