فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Abysmal

əˈbɪzml əˈbɪzml
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • صفت تفضیلی:

    more abysmal
  • صفت عالی:

    most abysmal

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • adjective
    مغاک مانند، گودال مانند، ورطه‌ای، ناپیمودنی، ژرفناک
    • - an abysmal hole in the mountain
    • - سوراخی بسیار عمیق در کوهستان
  • adjective
    شدید، فوق‌العاده، وحشتناک، بسیار زیاد
    • - abysmal poverty
    • - فقر شدید
    • - abysmal ignorance
    • - جهل مرکب
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد abysmal

  1. adjective great extent; immeasurable
    Synonyms: bottomless, boundless, complete, deep, endless, extreme, illimitable, incalculable, infinite, profound, thorough, unending, unfathomable, vast
    Antonyms: infinite
  2. adjective extending deeply
    Synonyms: bottomless, fathomless, plumbless, plummetless
    Antonyms: low

ارجاع به لغت abysmal

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «abysmal» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/abysmal

لغات نزدیک abysmal

پیشنهاد بهبود معانی