ترجمه و بهبود متون فارسی و انگلیسی با استفاده از هوش مصنوعی (AI)

Checker

-ər ˈtʃekə
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    checkers

معنی و نمونه‌جمله

  • noun adverb
    شطرنجی، به‌شکل شطرنجی ساختن یا علامت گذاردن، شطرنجی کردن، نوعی بازی شبیه جنگ نادر، چکرز
    • - She has a checkered past.
    • - او گذشته‌ی پرماجرایی دارد.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد checker

  1. noun A game played on a checkerboard by two players, each with twelve round, flat pieces to move
    Synonyms: checkout person, cashier, examiner, tallier, rechecker, controller, validator, checking department, chequer, department of weights and measures, checking staff, inspector, examining officer, tally man
  2. verb Variegate with different colors, shades, or patterns
    Synonyms: chequer, check

ارجاع به لغت checker

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «checker» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ تیر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/checker

لغات نزدیک checker

پیشنهاد بهبود معانی