Cooling

ˈkuːlɪŋ ˈkuːlɪŋ
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    cooled
  • شکل سوم:

    cooled
  • سوم‌شخص مفرد:

    cools

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

adjective
خنک‌کننده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
- the cooling breeze
- نسیم خنک‌کننده
- the cooling effect of the ice
- اثر خنک‌کننده‌ی یخ
noun uncountable
خنک‌سازی، خنک‌کنندگی، سردکنندگی
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد cooling

  1. verb take a break; abate
    Synonyms:
    lessening abating moderating mitigating calming quieting controlling containing tempering composing allaying chilling icing collecting deliberating
    Antonyms:
    continuing increasing warming burning
  1. verb make cool or cooler
    Synonyms:
    reducing lessening moderating calming chilling
    Antonyms:
    warming heating thawing
  1. noun the process of becoming cooler; a falling temperature
    Synonyms:
    temperature reduction chilling
  1. noun a mechanism for keeping something cool
    Synonyms:
    cooling-system

Collocations

  • cooling center

    مرکز خنک‌کننده، هرگونه مکان یا مرکز دارای تأسیسات خنک‌کننده و تهویه‌ی مطبوع (اماکنی همچون مراکز خرید، کتاب‌خانه‌ها و مدارس که به سیستم‌های سرمایشی مجهز هستند و مردم می‌توانند برای رهایی از گرمای هوا در آن‌جا حضور یابند.)

ارجاع به لغت cooling

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «cooling» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/cooling

لغات نزدیک cooling

پیشنهاد بهبود معانی