ترجمه و بهبود متون فارسی و انگلیسی با استفاده از هوش مصنوعی (AI)

Cooling

ˈkuːlɪŋ ˈkuːlɪŋ
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    cooled
  • شکل سوم:

    cooled
  • سوم شخص مفرد:

    cools

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • adjective
    خنک‌کننده
    • - the cooling breeze
    • - نسیم خنک‌کننده
    • - the cooling effect of the ice
    • - اثر خنک‌کننده‌ی یخ
  • noun uncountable
    خنک‌سازی، خنک‌کنندگی، سردکنندگی
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد cooling

  1. verb Take a break; abate
    Synonyms: chilling, icing, calming, quieting, collecting, moderating, tempering, composing, lessening, deliberating, allaying, abating, containing, mitigating, controlling
    Antonyms: increasing, warming, continuing, burning
  2. verb Make cool or cooler
    Synonyms: chilling, lessening, calming, reducing, moderating
    Antonyms: heating, thawing, warming
  3. noun The process of becoming cooler; a falling temperature
    Synonyms: chilling, temperature reduction
  4. noun A mechanism for keeping something cool
    Synonyms: cooling-system

ارجاع به لغت cooling

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «cooling» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ مرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/cooling

لغات نزدیک cooling

پیشنهاد بهبود معانی