گذشتهی ساده:
deifiedشکل سوم:
deifiedسومشخص مفرد:
deifiesوجه وصفی حال:
deifyingخدا دانستن، پرستیدن، مقام الوهیت قائل شدن، خداگونه پنداشتن
Ancient Egyptians deified Alexander and began to worship him.
مصریان باستان اسکندر را خدا انگاشتند و او را پرستش کردند.
They deify gold and silver and have forgotten God.
آنان طلا و نقره را میپرستند و خدا را فراموش کردهاند.
بت کردن، از کسی بت ساختن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
History often shows how societies deify leaders after major victories, creating myths that persist for generations.
تاریخ اغلب نشان میدهد که جوامع چگونه پساز پیروزیهای بزرگ رهبران را بت میکنند و افسانههایی میسازند که برای نسلها باقی میماند.
The lecturer argued that modern media tend to deify celebrities, presenting them as flawless role models to the audience.
استاد استدلال کرد که رسانههای مدرن تمایل دارند که از سلبریتیها بت بسازند و آنها را بهعنوان الگوهای بیعیب به مخاطب نشان دهند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «deify» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/deify