ادبی هیجانی، پرشور، پرهیجان، پرحرارت، خیالانگیز
The debate became febrile as both sides argued passionately.
مناظره پرهیجان شد؛ زیرا هر دو طرف با شوروحرارت استدلال میکردند.
The artist’s febrile creativity produced some of the most striking paintings of the century.
خلاقیت خیالانگیز هنرمند، برخی از برجستهترین نقاشیهای قرن را به وجود آورد.
پزشکی ناشی از تب
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی پزشکی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The child was admitted to the hospital with a febrile illness.
کودک با بیماری ناشی از تب به بیمارستان منتقل شد.
Doctors monitored the patient for signs of febrile complications.
پزشکان، بیمار را برای علائم عوارض ناشی از تب زیر نظر داشتند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «febrile» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/febrile