آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۷ آذر ۱۴۰۳

    Figurehead

    ˈfɪɡjərhed ˈfɪɡəhed

    شکل جمع:

    figureheads

    معنی figurehead | جمله با figurehead

    noun countable

    رئیس پوشالی، رئیس بی‌نفوذ، دست‌نشانده، رهبر نمادین

    The generals ran the country and the president was no more than a figurehead.

    ژنرال‌ها کشور را اداره می‌کردند و رئیس‌جمهور دست‌نشانده‌ای بیش نبود.

    As a figurehead, she represented the company at public events.

    او به‌عنوان رهبر نمادین، شرکت را در رویدادهای عمومی نمایندگی کرد.

    noun countable

    (جلوی کِشتی) مجسمه

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری

    The old ship had a beautifully carved figurehead that depicted a fierce warrior.

    کشتی قدیمی دارای مجسمه‌ای بود که به‌زیبایی حکاکی شده بود که یک جنگجوی خشن را به تصویر می‌کشید.

    As the ship sailed, the figurehead seemed to guide them through the stormy seas.

    همان‌طور که کشتی درحال حرکت بود، به نظر می‌رسید که مجسمه آن‌ها را از میان دریاهای طوفانی راهنمایی می‌کند.

    noun countable

    رهبر، مقام تشریفاتی، رئیس

    The company appointed a figurehead to enhance its public image.

    این شرکت برای ارتقای وجهه‌ی عمومی خود یک رهبر برجسته را منصوب کرد.

    The company’s figurehead rarely made decisions, leaving management to others.

    رئیس شرکت به‌ندرت تصمیم می‌گرفت و مدیریت را به دیگران واگذار می‌کرد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد figurehead

    1. noun person who is leader in name only
      Synonyms:
      puppet mouthpiece front token cipher nominal head titular head straw person straw boss nonentity nothing

    سوال‌های رایج figurehead

    شکل جمع figurehead چی میشه؟

    شکل جمع figurehead در زبان انگلیسی figureheads است.

    ارجاع به لغت figurehead

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «figurehead» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/figurehead

    لغات نزدیک figurehead

    • - figure-eight knot
    • - figured
    • - figurehead
    • - figures shift
    • - figurine
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    possessed provide for your family puddle quite a bit quite a few rapport rather than real-life ranch concert complexion credibility cottage cheese disappear sinusoidal اهتزاز فاحش وقار موقر مزایده تکثیر منزه عایدی مغبون غنیمت چلاق چلغوز قاچ قرائت قرعه
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.