آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۶ مهر ۱۴۰۴

      Judicial

      dʒuːˈdɪʃl dʒuːˈdɪʃl

      معنی judicial | جمله با judicial

      adjective

      حقوق قضایی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی حقوق

      مشاهده
      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      a judicial decision

      رأی قضایی

      The defendant's fate lies in the hands of the judicial system.

      سرنوشت متهم در دست نظام قضایی است.

      adjective

      حقوق طبق دستور دادگاه (مربوط به فروش و غیره)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫متن بلند فارسی یا انگلیسی شما را در چند ثانیه خلاصه می‌کند‬

      The judicial sale process can be lengthy and complex.

      فرایند فروش طبق دستور دادگاه می‌تواند طولانی و پیچیده باشد.

      The judicial sale price was significantly lower than market value.

      قیمت فروش طبق دستور دادگاه به‌طور قابل توجهی کمتر از ارزش بازار بود.

      adjective

      حقوق متعلق یا مناسب قاضی یا قوه‌ی قضائیه

      The ceremonial aspect of wearing judicial robes adds a sense of authority to courtroom proceedings.

      جنبه‌ی تشریفاتی پوشیدن لباس مناسب قاضی، به جلسات دادگاه حس اقتدار می‌دهد.

      The judge donned his judicial robes before entering the courtroom.

      قاضی پیش از ورود به دادگاه لباس قضاوت خود را پوشید.

      adjective

      دین شرعی (برخاسته از قضاوت خداوند)

      The judicial punishment for his actions was swift and severe.

      مجازات شرعی برای اعمال او سریع و شدید بود.

      The hurricane was a judicial punishment.

      طوفان مجازاتی شرعی بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد judicial

      1. adjective legal
        Synonyms:
        lawful official legalistic statutory juristic juridical constitutional authoritative judiciary jurisdictional regular equitable impartial principled administrative magisterial forensic judgelike distinguished discriminating pontifical

      سوال‌های رایج judicial

      معنی judicial به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «judicial» در زبان فارسی به «قضایی» یا «مربوط به قوه‌ی قضائیه» ترجمه می‌شود.

      این واژه به هر چیزی اشاره دارد که با نظام عدالت، دادگاه‌ها، قاضیان یا روند رسیدگی به پرونده‌های حقوقی و کیفری در ارتباط باشد. از نظر دستوری، «judicial» صفت (adjective) است و غالباً برای توصیف نهادها، تصمیمات، فرایندها یا رفتارهایی به کار می‌رود که در چارچوب قانون و توسط دستگاه قضایی انجام می‌گیرند. این واژه در متون رسمی، حقوقی و آکادمیک بسیار رایج است و نشان‌دهنده‌ی جنبه‌ای از ساختار حکمرانی و اجرای عدالت در جوامع است.

      از منظر کاربرد، «judicial» اغلب در ترکیب‌هایی مانند judicial system (نظام قضایی)، judicial decision (رأی قضایی)، judicial review (بازبینی قضایی) و judicial authority (قدرت قضایی) به کار می‌رود. این ترکیبات مفاهیمی دقیق از نحوه‌ی اعمال قانون و نظارت بر اجرای آن را منتقل می‌کنند. برای مثال، judicial review به روندی گفته می‌شود که در آن دادگاه‌ها قوانین یا تصمیمات اجرایی را بررسی می‌کنند تا اطمینان حاصل شود با اصول قانون اساسی یا حقوق بنیادین سازگارند. به این ترتیب، واژه‌ی «judicial» نه تنها به دستگاه قضا اشاره دارد، بلکه نمایانگر نقش نظارتی و کنترلی عدالت بر سایر بخش‌های حکومت نیز هست.

      از نظر ریشه‌شناسی، واژه‌ی «judicial» از کلمه‌ی لاتین judicium به‌معنای «قضاوت» گرفته شده و در نهایت از فعل judicare به معنای «داوری کردن» مشتق شده است. این ریشه‌ی لاتین بازتاب‌دهنده‌ی مفهوم بنیادی قضاوت و تصمیم‌گیری بر اساس شواهد و قوانین است. در طول تاریخ، مفهوم «judicial» از دادگاه‌های اولیه‌ی محلی تا نظام‌های پیچیده‌ی حقوقی مدرن، پیوسته با ایده‌ی عدالت و نظم همراه بوده است. همین پیشینه‌ی تاریخی سبب شده است که این واژه همواره با نوعی احترام، رسمیت و اقتدار همراه باشد.

      از دیدگاه مفهومی، «judicial» به فرایندهایی اشاره دارد که بر پایه‌ی بی‌طرفی، قانون‌گرایی و استدلال منطقی بنا شده‌اند. هنگامی که تصمیمی «قضایی» نامیده می‌شود، به این معناست که تصمیم‌گیری از مسیر قانونی، مستدل و نهادینه انجام گرفته است، نه از طریق سلیقه یا احساسات شخصی. در متون علمی و تحلیلی، این واژه گاه برای تمایز میان تصمیمات «سیاسی» و «قضایی» به کار می‌رود، تا نشان دهد که نوع دوم بر اساس اصول حقوقی و نه انگیزه‌های فردی یا گروهی اتخاذ شده است.

      واژه‌ی «judicial» بازتابی از آرمان دیرینه‌ی انسان برای دستیابی به عدالت و نظم اجتماعی است. این واژه در ذات خود مفاهیمی چون بی‌طرفی، خرد، قانون‌مداری و انصاف را در بر دارد. نظام‌های مدرن حقوقی بدون سازوکارهای قضایی منسجم و تصمیمات «judicial» قابل اعتماد، نمی‌توانند دوام بیاورند. از همین‌رو، واژه‌ی «judicial» نه تنها توصیف‌کننده‌ی ساختار قضایی است، بلکه نشانه‌ای از تعهد تمدن بشری به عدالت، پاسخ‌گویی و حاکمیت قانون محسوب می‌شود.

      ارجاع به لغت judicial

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «judicial» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/judicial

      لغات نزدیک judicial

      • - judicatory
      • - judicature
      • - judicial
      • - judicially
      • - judiciary
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      mast fiord mega metro midi pancake conversant missing get butt plaid call in sick collected solicitation clothe اعمال اشغال برازنده پهلوان‌پنبه سنگ‌پا سنگر سرنگون سرنگون شدن سرنگونی دینار رستم زیرک زیرکانه خستگی‌ناپذیری آب خوردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.