فقط تا پایان اردیبهشت فرصت دارید با قیمت ۱۴۰۳ اشتراک‌های فست‌دیکشنری را تهیه کنید.
آخرین به‌روزرسانی:

Nostalgic

nɑːˈstældʒɪk nɒˈstældʒɪk

معنی و نمونه‌جمله‌ها

adjective C2

نوستالژیک، خاطره‌انگیز، غریب، دلتنگ (وطن یا خانواده و غیره)، در فراق

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

Many people were nostalgic for the good old days.

بسیاری از مردم برای روزهای خوب قدیم دلتنگ بودند.

I feel quite nostalgic when I see a tape cassette.

احساس خاطره‌انگیز همراه با دلتنگی می‌کنم وقتی نوار کاست می‌بینم.

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد nostalgic

  1. adjective longingly remembering
    Synonyms:
    sentimental wistful yearning longing homesick regretful lonesome down memory lane like yesterday mushy syrupy sappy sloppy drippy cornball

ارجاع به لغت nostalgic

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «nostalgic» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/nostalgic

لغات نزدیک nostalgic

پیشنهاد بهبود معانی