آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

    Orient

    ˈɔːriənt ˈɔːrient / / ˈɒri- ˈɔːrient / / ˈɒri-

    گذشته‌ی ساده:

    oriented

    شکل سوم:

    oriented

    سوم‌شخص مفرد:

    orients

    وجه وصفی حال:

    orienting

    معنی orient | جمله با orient

    noun adjective adverb

    خاور، کشورهای خاوری، درخشندگی بسیار، مشرق زمین، شرق، به‌ طرف خاور رفتن، جهت‌یابی کردن، به جهت معینی راهنمایی کردن، میزان کردن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری

    He lived in the Orient for several years.

    چندین سال در خاور دور زندگی کرد.

    an orient gem

    گوهر تابناک

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    the orient moon

    ماه طالع

    I oriented the telescope toward the moon.

    تلکسوپ را به سوی ماه تنظیم کردم.

    I need time to orient myself with this new environment.

    برای اینکه خودم رابا این محیط تازه تطبیق بدهم، احتیاج به زمان دارم.

    They help freshmen to orient themselves to college life.

    آن‌ها به دانشجویان سال اول کمک می‌کنند تا خود را با زندگی دانشگاهی هم‌ساز کنند (وفق بدهند).

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد orient

    1. verb familiarize
      Synonyms:
      adjust adapt acclimatize conform align direct determine orientate locate get one’s bearings turn
      Antonyms:
      disorient

    لغات هم‌خانواده orient

    noun
    orientation
    verb - transitive
    orient

    سوال‌های رایج orient

    گذشته‌ی ساده orient چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده orient در زبان انگلیسی oriented است.

    شکل سوم orient چی میشه؟

    شکل سوم orient در زبان انگلیسی oriented است.

    وجه وصفی حال orient چی میشه؟

    وجه وصفی حال orient در زبان انگلیسی orienting است.

    سوم‌شخص مفرد orient چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد orient در زبان انگلیسی orients است.

    ارجاع به لغت orient

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «orient» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/orient

    لغات نزدیک orient

    • - oribi
    • - oriel
    • - orient
    • - oriental
    • - oriental poppy
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    mull murder will out music must myself n nascent nausea never again never ever never mind next next to no problem none کانوئینگ کراس‌فیت کریکت مارشال چوکر امتحان امشب املت امن ماژیک امید واهی انبار ماشین‌حساب انتخاب انتقال
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.