فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Pageant

ˈpædʒnt ˈpædʒnt
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    pageants

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • noun
    صفحه نمایش، نمایش مجلل و تاریخی، مراسم مجلل، رژه
    • - a beauty pageant
    • - نمایش انتخاب ملکه‌ی زیبایی
    • - The Romans were fond of contests and pageants.
    • - رومی‌ها دوست‌دار مسابقات و نمایش‌های پرشکوه بودند.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد pageant

  1. noun spectacle or contest
    Synonyms: celebration, charade, display, exhibition, exposition, extravaganza, fair, make-believe, motorcade, parade, pomp, procession, ritual, show, tableau

ارجاع به لغت pageant

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «pageant» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/pageant

لغات نزدیک pageant

پیشنهاد بهبود معانی