آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳ تیر ۱۴۰۴

      Rinse

      rɪns rɪns

      گذشته‌ی ساده:

      rinsed

      شکل سوم:

      rinsed

      سوم‌شخص مفرد:

      rinses

      وجه وصفی حال:

      rinsing

      معنی rinse | جمله با rinse

      noun verb - transitive

      با آب شستن، با آب پاک کردن، شست‌وشو

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      to rinse an empty bottle

      بطری خالی را شستن

      My father used to rinse his mouth after each meal.

      پدرم پس از هر خوراک دهانش را می‌شست.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to rinse clothes

      لباس‌ها را آب کشیدن

      He washed his hand with soap and rinsed them three times.

      دست‌هایش را با صابون شست و سه بار آب کشید.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد rinse

      1. verb wash off, out
        Synonyms:
        wash clean water wet bathe flush soak splash cleanse dip

      سوال‌های رایج rinse

      معنی rinse به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی "Rinse" در زبان فارسی به «شستن»، «آب‌کشی» یا «پاک کردن با آب» ترجمه می‌شود.

      واژه‌ی "Rinse" به عملی اشاره دارد که طی آن، معمولاً با استفاده از آب یا مایعی دیگر، مواد اضافی، آلودگی‌ها، کف یا باقی‌مانده‌های ماده‌ای از سطح یک جسم یا بدن پاک می‌شوند. برخلاف شستشو که ممکن است شامل استفاده از مواد شوینده یا صابون باشد، "rinse" عمدتاً به آب‌کشی یا پاک‌کردن مواد شوینده یا ذرات باقی‌مانده از سطح اشاره دارد.

      برای مثال، پس از شستن ظروف با صابون، مرحله‌ی "rinse" انجام می‌شود تا اثرات صابون کاملاً از روی ظرف‌ها پاک شود. همچنین در مراقبت‌های شخصی، هنگام شستن مو یا بدن، آب‌کشی نهایی که هدف آن برداشتن کف شامپو یا صابون است، "rinse" نامیده می‌شود. این مرحله به جلوگیری از باقی ماندن مواد شوینده و ایجاد احساس تمیزی بیشتر کمک می‌کند.

      از سوی دیگر، در کاربردهای صنعتی یا آزمایشگاهی نیز "rinse" به معنای آبکشی و پاک‌سازی تجهیزات، ظروف یا نمونه‌ها به کار می‌رود تا از آلودگی و تداخل احتمالی جلوگیری شود. این عمل به‌ویژه در شرایطی که دقت و پاکیزگی اهمیت دارد، اهمیت بالایی دارد.

      از لحاظ زبانی، "rinse" می‌تواند به عنوان فعل یا اسم به کار رود. به عنوان فعل، یعنی عمل آب‌کشی را انجام دادن، و به عنوان اسم، به خود مرحله یا فرآیند آب‌کشی اشاره می‌کند. همچنین در بسیاری از زبان‌ها و فرهنگ‌ها، واژه‌های مشابه برای توصیف این عمل ساده و مهم وجود دارد.

      "rinse" بخشی حیاتی از فرایند پاک‌سازی است که به حفظ بهداشت و کیفیت کمک می‌کند. اهمیت این مرحله در زندگی روزمره، از آشپزخانه تا حمام و حتی در فرآیندهای تخصصی‌تر، کاملاً مشهود است و نقش بزرگی در ایجاد حس تمیزی و سلامت ایفا می‌کند.

      گذشته‌ی ساده rinse چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده rinse در زبان انگلیسی rinsed است.

      شکل سوم rinse چی میشه؟

      شکل سوم rinse در زبان انگلیسی rinsed است.

      وجه وصفی حال rinse چی میشه؟

      وجه وصفی حال rinse در زبان انگلیسی rinsing است.

      سوم‌شخص مفرد rinse چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد rinse در زبان انگلیسی rinses است.

      ارجاع به لغت rinse

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «rinse» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/rinse

      لغات نزدیک rinse

      • - rink
      • - rinky-dink
      • - rinse
      • - rinser
      • - rinsing
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      mercury merry-go-round mid might miller misguided multitasking nearby never say die obsessed submarine of course omnipresent on edge on the beat مالک مالیات ماموریت مانند ماهواره ماه کامل ماگ مسافرتی دستورالعمل دست دوم دست و پنجه نرم کردن دشمن دشمن اصلی دف دلار دفترچه یادداشت
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.