Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۴ آبان ۱۴۰۳

      Sit Tight

      معنی sit tight | جمله با sit tight

      idiom

      سر جای خود ماندن، موقعیت خود را حفظ کردن، در جای خود ایستادن و تکان نخوردن، جم نخوردن

      We were told to sit tight while the technicians fixed the power outage.

      به ما گفتند که سر جای خود بنشینیم تا تکنسین‌ها قطعی برق را رفع کنند.

      When the lights went out, we all agreed to sit tight and wait for help.

      وقتی چراغ‌ها خاموش شدند، همگی توافق کردیم که از جای خود جم نخوریم و منتظر کمک باشیم.

      idiom

      صبوری کردن، دندان روی جگر گذاشتن، دست روی دست گذاشتن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      I know it’s frustrating, but just sit tight; everything will be sorted out soon.

      می‌دانم که خسته‌کننده است، اما صبوری کن؛ همه‌چیز به‌زودی مرتب خواهد شد.

      It's best to sit tight for now and see how the situation unfolds.

      بهترین کار این است که دندان روی جگر بگذاریم و ببینیم که اوضاع چگونه پیش می‌رود.

      idiom

      انگلیسی بریتانیایی (از تغییر نظر و یا اقدام به عمل) امتناع کردن، اجتناب ورزیدن

      Despite the pressure from her friends, she decided to sit tight and stick to her original plan.

      علی‌رغم فشار دوستانش، او تصمیم گرفت که نظر خود را تغییر ندهد و به برنامه‌ی اصلی‌اش پایبند بماند.

      The team chose to sit tight on their strategy, believing it would pay off in the long run.

      اعضای تیم از تغییر استراتژی خود اجتناب کردند، آن‌ها باور داشتند که این استراتژی در درازمدت جواب خواهد داد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد sit tight

      1. idiom to wait patiently and take no action
        Synonyms:
        wait hold on hang around linger stay put stick around stand by hang out cool it anticipate stall mark time bide one’s time fill time hold the phone put on hold keep your shirt on lie low lie in wait

      ارجاع به لغت sit tight

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «sit tight» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/sit-tight

      لغات نزدیک sit tight

      • - sit out
      • - sit through
      • - sit tight
      • - sit up
      • - sit well with
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      satirical sender September assault force sectional sheath knife seminar smite snapback repackage look threesome main either salsa انتظام انقلابی باشگاه برهمن بیهودگی آب دهان قورت دادن آخیش آدم آزاد آزادیخواه آسان آسیا آس و پاس آشفته آفت آفتاب‌پرست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.