گذشتهی ساده:
uproseشکل سوم:
uprisenسومشخص مفرد:
uprisesوجه وصفی حال:
uprisingافزایش
In urban areas, policymakers must address the uprise in air pollution that accompanies industrial growth.
در مناطق شهری، سیاستگذاران باید به افزایش آلودگی هوا که همراه با رشد صنعتی است، رسیدگی کنند.
The lecturer pointed to an uprise in consumer spending following the tax cuts as evidence of economic stimulus.
استاد به افزایش هزینههای مصرفکنندگان پساز کاهش مالیاتها بهعنوان شاهدی بر تحرک اقتصادی اشاره کرد.
Recent research documents a significant uprise in coastal erosion rates due to rising sea levels.
تحقیقات اخیر افزایش قابل توجهی در نرخهای فرسایش ساحلی بهدلیل بالا آمدن سطح دریاها را ثبت کردهاند.
There was an uprise in enrollment numbers this semester after the university expanded its scholarship program.
پساز اینکه دانشگاه برنامهی بورسیهی خود را گسترش داد، در این ترم افزایش در تعداد ثبتنامها رخ داد.
New lands were uprising and high mountains were coming into existence.
سرزمینهای جدید مرتفع میشدند و کوههای بلند بهوجود میآمدند.
شورش، قیام
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The uprise against the colonial administration dramatically reshaped the region's political landscape.
قیام علیه دولت استعماری چشمانداز سیاسی منطقه را دگرگون کرد.
Scholars argue that economic inequality was the primary catalyst for the uprise of the working class in the early twentieth century.
دانشمندان استدلال میکنند که نابرابری اقتصادی علت اصلی شورش طبقهی کارگر در اوایل قرن بیستم بود.
In the lecture, the professor described how the uprise disrupted trade routes and affected local economies.
در سخنرانی، استاد توصیف کرد که چگونه قیام مسیرهای تجاری را مختل کرد و بر اقتصادهای محلی تأثیر گذاشت.
During the seminar, participants debated whether the uprise had genuine popular support or was orchestrated by a small elite.
در سمینار، شرکتکنندگان بحث کردند که آیا شورش حمایت واقعی مردمی داشت یا توسط گروه کوچکی از نخبگان سازماندهی شده بود.
ادبی بالا آمدن، طغیان، طلوع
The report cites the uprise in coastal temperatures as evidence of climate change.
گزارش به بالا آمدن دمای ساحلی بهعنوان شواهد تغییرات اقلیمی اشاره میکند.
Students observed the uprise of the sun at dawn during the field study.
دانشآموزان در طول مطالعات میدانی طلوع خورشید را مشاهده کردند.
the uprise of flood waters
طغیان سیلابها
In today's lecture, the professor explained how the uprise of sediment levels in the river affected downstream ecosystems.
در سخنرانی امروز، استاد توضیح داد که چگونه بالا آمدن سطح رسوبات در رودخانه بر اکوسیستمهای پاییندست تأثیر گذاشت.
شورش کردن، قیام کردن
Research suggests that rapid economic decline can cause communities to uprise in search of social justice.
تحقیقات نشان میدهد که رکود اقتصادی سریع میتواند باعث شود جوامع برای دستیابی به عدالت اجتماعی قیام کنند.
Several students threatened to uprise when the university ignored their safety complaints.
چند دانشجو تهدید کردند که وقتی دانشگاه شکایات امنیتیشان را نادیده گرفت، شورش خواهند کرد.
Historians argue that oppressed populations often uprise against authoritarian regimes when peaceful avenues for change are blocked.
مورخان استدلال میکنند که جمعیتهای تحت ستم اغلب زمانی که راههای مسالمتآمیز برای تغییر مسدود میشود، علیه رژیمهای استبدادی شورش میکنند.
ادبی بالا آمدن، برخاستن، طغیان کردن، صعود کردن، طلوع کردن
In regions prone to flooding, the river's waters can uprise rapidly after heavy rainfall, causing widespread damage.
در مناطقی که در معرض سیل هستند، آبهای رودخانه میتوانند پساز بارش شدید بهسرعت بالا بیایند و باعث خسارات گسترده شوند.
During the lecture the professor noted how smoke can uprise from volcanic vents, affecting local air quality.
در طول سخنرانی، استاد اشاره کرد که چگونه دود میتواند از دهانههای آتشفشانی بالا بیاید و کیفیت هوای محلی را تحتتأثیر قرار دهد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «uprise» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/uprise